stultifies

[ایالات متحده]/ˈstʌltɪfaɪz/
[بریتانیا]/ˈstʌltɪˌfaɪz/

ترجمه

v. چیزی را احمقانه جلوه دادن یا آن را بی‌اثر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

stultifies creativity

سرکوب خلاقیت

stultifies progress

سرکوب پیشرفت

stultifies innovation

سرکوب نوآوری

stultifies learning

سرکوب یادگیری

stultifies thought

سرکوب تفکر

stultifies ambition

سرکوب جاه‌طلبی

stultifies development

سرکوب توسعه

stultifies potential

سرکوب پتانسیل

stultifies effort

سرکوب تلاش

stultifies expression

سرکوب بیان

جملات نمونه

the rigid rules stultify creativity in the workplace.

قواعد سخت‌گیرانه، خلاقیت را در محیط کار خفه می‌کنند.

excessive regulations can stultify economic growth.

مقررات بیش از حد می‌تواند رشد اقتصادی را خفه کند.

his constant criticism stultifies her confidence.

نقد و انتقادهای مداوم او اعتماد به نفس او را خفه می‌کند.

overly simplified lessons stultify students' learning.

درس‌های بیش از حد ساده، یادگیری دانش‌آموزان را خفه می‌کند.

too much focus on tests stultifies genuine understanding.

تمرکز بیش از حد بر آزمون‌ها، درک واقعی را خفه می‌کند.

his monotonous speech stultifies the audience.

سخنرانی یکنواخت او مخاطبان را خفه می‌کند.

the lack of innovation stultifies the company's progress.

نبود نوآوری، پیشرفت شرکت را خفه می‌کند.

stultifying bureaucracy can frustrate even the most dedicated employees.

بوروکراسی خفه کننده می‌تواند حتی متعهدترین کارمندان را ناامید کند.

his negative attitude stultifies the team's morale.

نگاه منفی او، روحیه تیم را خفه می‌کند.

rigid educational systems can stultify critical thinking.

سیستم‌های آموزشی سخت‌گیرانه می‌توانند تفکر انتقادی را خفه کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید