taciturnly

[ایالات متحده]/ˈtæs.ɪ.tɜːn.li/
[بریتانیا]/ˈtæs.ɪ.tɜrn.li/

ترجمه

adv. به طرز محفوظ یا غیر ارتباطی

عبارات و ترکیب‌ها

taciturnly nodding

با حالتی ساکت و سر تکان دادن

taciturnly agreeing

با حالتی ساکت و موافقت کردن

taciturnly listening

با حالتی ساکت و گوش دادن

taciturnly observing

با حالتی ساکت و مشاهده کردن

taciturnly smiling

با حالتی ساکت و لبخند زدن

taciturnly waiting

با حالتی ساکت و صبر کردن

taciturnly reflecting

با حالتی ساکت و فکر کردن

taciturnly responding

با حالتی ساکت و پاسخ دادن

taciturnly pondering

با حالتی ساکت و تعمق کردن

taciturnly sharing

با حالتی ساکت و به اشتراک گذاشتن

جملات نمونه

he spoke taciturnly during the meeting.

او در طول جلسه به طور ساکت صحبت کرد.

she taciturnly agreed with his proposal.

او به طور ساکت با پیشنهاد او موافقت کرد.

they sat taciturnly on the bench, lost in thought.

آنها به طور ساکت روی نیمکت نشستند و در فکر فرو رفتند.

the child taciturnly listened to the story.

بچه به طور ساکت به داستان گوش داد.

he taciturnly observed the situation before speaking.

او قبل از صحبت کردن، به طور ساکت وضعیت را زیر نظر داشت.

she taciturnly nodded in agreement.

او به طور ساکت سر تکان داد و موافقت کرد.

he taciturnly watched the sunset.

او به طور ساکت غروب آفتاب را تماشا کرد.

they taciturnly exchanged glances across the room.

آنها به طور ساکت نگاهی به یکدیگر در سراسر اتاق انداختند.

she taciturnly reflected on her past experiences.

او به طور ساکت به تجربیات گذشته خود فکر کرد.

he taciturnly contemplated his next move.

او به طور ساکت گام بعدی خود را در نظر گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید