loquaciously

[ایالات متحده]/[ˈləʊ.kwə.ʃəs.li]/
[بریتانیا]/[ˈloʊ.kwə.ʃəs.li]/

ترجمه

adv. به شکل گویا؛ با حرف زیاد؛ گویش زیاد.

عبارات و ترکیب‌ها

loquaciously speaking

به طور گسترده صحبت کردن

speaking loquaciously

به طور گسترده صحبت کردن

loquaciously detailed

به طور گسترده جزئیات دادن

loquaciously explained

به طور گسترده توضیح دادن

loquaciously argued

به طور گسترده استدلال کردن

loquaciously described

به طور گسترده توصیف کردن

speaking loquaciously now

هم اکنون به طور گسترده صحبت کردن

loquaciously presenting

به طور گسترده ارائه کردن

loquaciously elaborating

به طور گسترده توضیح دادن

loquaciously explaining

به طور گسترده توضیح دادن

جملات نمونه

the child loquaciously described their day at school, full of exciting details.

کودک به طور گسترده‌ای روز مدرسه‌اش را توصیف کرد که پر از جزئیات جذاب بود.

she loquaciously defended her position in the debate, presenting a strong argument.

او به طور گسترده‌ای موضع خود را در جدال دفاع کرد و یک استدلال قوی ارائه داد.

the tour guide loquaciously explained the history of the castle, captivating the audience.

ریاندگی به طور گسترده‌ای تاریخ قلعه را توضیح داد و مخاطبان را جذب کرد.

he loquaciously shared his travel experiences, painting a vivid picture of each location.

او به طور گسترده‌ای تجربیات سفر خود را به اشتراک گذاشت و تصویری زنده از هر مکان رسم کرد.

the professor loquaciously lectured on the complexities of quantum physics.

پروفسور به طور گسترده‌ای درباره پیچیدگی‌های فیزیک کوانتومی سخنرانی کرد.

loquaciously recounting the events, she kept everyone engaged in the story.

او به طور گسترده‌ای رویدادها را بازگو کرد و همه را در داستان مشغول نگاه داشت.

the politician loquaciously addressed the crowd, promising significant changes.

سیاستمدار به طور گسترده‌ای به جمع جمعیت سخنرانی کرد و تغییرات مهمی را اعلام کرد.

loquaciously detailing the project's progress, the manager reassured the team.

مدیر با گفتن جزئیات پیشرفت پروژه، تیم را آمادگی داد.

the gossip columnist loquaciously reported on the latest celebrity scandals.

نویسنده گossip به طور گسترده‌ای درباره اخبار جدید اسکاندل‌های ستاره‌ها گزارش داد.

loquaciously explaining the rules, the referee ensured everyone understood the game.

مقیم با گفتن جزئیات قوانین، مطمئن شد که همه با بازی آشنا هستند.

the author loquaciously described the protagonist's inner turmoil in the novel.

نویسنده به طور گسترده‌ای درد داخلی شخص اصلی را در رمان توصیف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید