tepidly

[ایالات متحده]/ˈtepɪdli/
[بریتانیا]/ˈtɛpɪdli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت خنک؛ با خشیت؛ بدون انگیزه یا انرژی زیاد

عبارات و ترکیب‌ها

applaud tepidly

با انگیزه کمی تحسین کرد

react tepidly

با انگیزه کمی واکنش نشان داد

receive tepidly

با انگیزه کمی دریافت کرد

respond tepidly

با انگیزه کمی پاسخ داد

greeted tepidly

با انگیزه کمی دریافتی گرمایی شد

welcomed tepidly

با انگیزه کمی به خوش آمدید گفته شد

جملات نمونه

the audience greeted the performance tepidly with only scattered polite applause.

خورشید به طور ملایمی به نمایش پاسخ داد و فقط با تشویق‌های محدود و لطیف پاسخ داد.

she responded tepidly to his marriage proposal, expressing neither acceptance nor outright rejection.

او به پیشنهاد ازدواج او به طور ملایم پاسخ داد و هیچ گونه پذیرش یا انکار کاملی نشان نداد.

the board received the new business proposal tepidly after reviewing the financial projections.

هیئت مدیره پیشنهاد کسب و کار جدید را به طور ملایم پذیرفته است پس از بررسی پیش بینی‌های مالی.

he applauded tepidly at the end of the politician's lengthy and uninspiring speech.

او در پایان سخنرانی طولانی و بدون الهیجان سیاستمدار به طور ملایم تشویق کرد.

the critics reviewed the highly anticipated film tepidly, citing weak plot development.

بازیگران به فیلمی که بسیار منتظر شده بود به طور ملایم بررسی کردند و ضعف توسعه داستان را ذکر کردند.

the restaurant manager tepidly apologized for the delayed service during the busy dinner rush.

مدیر رستوران به طور ملایم برای خدمات تاخیری در زمان شلوغ شام عذرخواهی کرد.

she smiled tepidly when her coworker announced an unexpected promotion at the meeting.

او با یک لبخند ملایم پاسخ داد وقتی همکارش در جلسه اعلام کرد که یک ارتقاء غیرمنتظره دارد.

the city council endorsed the downtown development plan tepidly following extensive public debate.

شورای شهر به طور ملایم برنامه توسعه مرکز شهر را پشتیبانی کرد پس از بحث عمومی گسترده.

the loyal fans reacted tepidly to the news of their star player's controversial transfer.

علاقه مندان وفادار به طور ملایم به خبری که بازیکن ستاره‌ای آن‌ها به صورت متنازعه منتقل شده است پاسخ دادند.

he supported his brother's business venture tepidly, secretly doubting its chances of success.

او به طور ملایم از کسب و کار برادرش حمایت کرد و به طور مخفیانه شانس موفقیت آن را دوید.

the employees welcomed the sudden policy change tepidly, fearing additional workload requirements.

کارکنان به طور ملایم به تغییر سیاست ناگهانی خوش آمد گفتند و از نیاز به بار کاری اضافی می‌ترسیدند.

the warm water heater tepidly supplied lukewarm water to the apartment's ancient radiators.

دیگ گرمایش آب گرم به طور ملایم آب گرم را به گرمایش‌های قدیمی آپارتمان تامین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید