unachieved

[ایالات متحده]/[ʌnˈʃiːvd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈʃiːvd]/

ترجمه

v.اشکال در دستیابی
adj.ندست‌یافته یا انجام‌نشده؛ کسب‌نشده؛ که کسب‌نشده است

عبارات و ترکیب‌ها

unachieved goals

اهداف دست‌نیافته

unachieved potential

ظرفیت‌های دست‌نیافته

unachieved success

موفقیت‌های دست‌نیافته

an unachieved dream

یک رویای دست‌نیافته

being unachieved

دست‌نیافته بودن

unachieved progress

پیشرفت‌های دست‌نیافته

unachieved promise

قول‌های دست‌نیافته

unachieved outcome

نتیجه‌ی دست‌نیافته

unachieved expectations

انتظارات دست‌نیافته

highly unachieved

بسیار دست‌نیافته

جملات نمونه

the company faced several unachieved goals this quarter due to market volatility.

شرکت با چالش‌های متعددی روبرو بود که به دلیل نوسانات بازار، اهداف محقق نشده‌ای در این سه ماهه وجود داشت.

despite their best efforts, the project's unachieved milestones were a source of concern.

با وجود تلاش‌هایشان، نقاط عطف محقق نشده پروژه، منبع نگرانی بود.

the unachieved potential of the region is a challenge for policymakers.

ظرفیت‌های محقق نشده منطقه، چالش بزرگی برای سیاست‌گذاران است.

many young athletes experience unachieved dreams of reaching the professional level.

بسیاری از ورزشکاران جوان، رویای محقق نشده رسیدن به سطح حرفه‌ای را تجربه می‌کنند.

the unachieved promise of technological advancement worried some ethicists.

وعده محقق نشده پیشرفت‌های تکنولوژیکی، برخی از متخصصان اخلاق را نگران کرد.

the unachieved target revenue forced a review of the sales strategy.

درآمد هدف‌گذاری نشده، باعث بازنگری در استراتژی فروش شد.

the unachieved expectations led to disappointment among the stakeholders.

انتظارات محقق نشده، منجر به ناامیدی در بین ذینفعان شد.

he reflected on his unachieved ambitions and the path not taken.

او به آرزوهای محقق نشده و مسیری که نرفته بود فکر کرد.

the unachieved savings goals prompted a stricter budget.

اهداف پس‌انداز محقق نشده، باعث ایجاد بودجه سخت‌گیرانه‌تری شد.

the unachieved vision for the future remained a distant aspiration.

چشم‌انداز محقق نشده برای آینده، همچنان یک آرزوی دوردست باقی ماند.

the unachieved outcome of the negotiations was a setback for both parties.

نتیجه محقق نشده مذاکرات، یک عقب‌نشینی برای هر دو طرف بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید