unagreeableness

[ایالات متحده]//ˌʌn.əˈɡriː.ə.bəl.nəs//
[بریتانیا]//ˌʌn.əˈɡriː.ə.bəl.nəs//

ترجمه

n. کیفیت یا حالت ناخوشایند، نامطبوع یا باعث ناراحتی شدن؛ ویژگی بودن نامطبوع، ناهمکار یا دشوار بودن در کنار کسی؛ ( روانشناسی) کم همکاری؛ تمایل شخصیتی به دشمنی، ناراحتی و کمبود مercy

عبارات و ترکیب‌ها

showing unagreeableness

نمایش ناهمخوانی

her unagreeableness

ناهمخوانی او

his unagreeableness

ناهمخوانی او

their unagreeableness

ناهمخوانی آنها

unagreeableness at work

ناهمخوانی در کار

unagreeableness in meetings

ناهمخوانی در جلسات

unagreeableness toward others

ناهمخوانی نسبت به دیگران

unagreeableness with peers

ناهمخوانی با همکاران

جملات نمونه

his unagreeableness at work often shows up during team meetings.

نامتعهد بودن او در کار به طور مکرر در جلسات گروهی ظاهر می‌شود.

her unagreeableness toward coworkers created tension in the office.

نامتعهد بودن او نسبت به همکاران باعث ایجاد تنش در دفتر شد.

the manager addressed his unagreeableness in a performance review.

مدیر در یک بازبینی عملکرد به نامتعهد بودن او پرداخت.

chronic unagreeableness can undermine trust within a close-knit group.

نامتعهد بودن مزمن می‌تواند اعتماد درون یک گروه نزدیک را زیر سوال ببرد.

they mistook her shyness for unagreeableness at first.

اول از همه، آنها ترسیدگی او را به نامتعهد بودن اشتباه گرفتند.

his unagreeableness was evident in the way he dismissed suggestions.

نامتعهد بودن او در نحوه یکنواخت کردن پیشنهادات مشهود بود.

unagreeableness in negotiations can backfire and stall progress.

نامتعهد بودن در مذاکرات می‌تواند باعث عکس‌العمل مخرب و توقف پیشرفت شود.

she tried to soften her unagreeableness with a polite tone.

او سعی کرد با یک سبک گفتار لطیف، نامتعهد بودن خود را کم کند.

his unagreeableness became a barrier to effective collaboration.

نامتعهد بودن او به یک مانع در همکاری موثر تبدیل شد.

their unagreeableness with customers damaged the company’s reputation.

نامتعهد بودن آنها نسبت به مشتریان باعث آسیب به شهرت شرکت شد.

her unagreeableness was amplified under stress and tight deadlines.

نامتعهد بودن او در زمان استرس و مهلت‌های تنگ تقویت شد.

he recognized his unagreeableness and worked on his interpersonal skills.

او نامتعهد بودن خود را شناسایی کرد و روی مهارت‌های ارتباطی خود کار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید