unpersuasively

[ایالات متحده]/ˌʌnpəˈsweɪsɪvli/
[بریتانیا]/ˌʌnpɚˈsweɪsɪvli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که م来说服‌کننده نیست؛ به طوری که م服‌کننده نیست.

عبارات و ترکیب‌ها

argue unpersuasively

بی‌موفقانه بحث کردن

speak unpersuasively

بی‌موفقانه صحبت کردن

present unpersuasively

بی‌موفقانه ارائه دادن

explain unpersuasively

بی‌موفقانه توضیح دادن

reason unpersuasively

بی‌موفقانه استدلال کردن

argued unpersuasively

بی‌موفقانه بحث کرده بود

spoke unpersuasively

بی‌موفقانه صحبت کرده بود

explained unpersuasively

بی‌موفقانه توضیح داده بود

arguing unpersuasively

بی‌موفقانه بحث کردن

speaking unpersuasively

بی‌موفقانه صحبت کردن

جملات نمونه

he argued unpersuasively for a smaller budget during the meeting.

او در جلسه به طور متقنی برای بودجه کوچکتر دفاع کرد.

the lawyer presented the evidence unpersuasively, and the jury looked unconvinced.

دادستان به طور متقنی شواهد را ارائه کرد و هیئت محاکمه ناامید به نظر می‌رسید.

she spoke unpersuasively about the plan, so the team hesitated to approve it.

او به طور متقنی درباره‌ی برنامه‌ای صحبت کرد، بنابراین تیم از تصویب آن کتری کرد.

the spokesperson answered unpersuasively, failing to address the main concerns.

سخنگو به طور متقنی پاسخ داد و نتوانست نگرانی‌های اصلی را برطرف کند.

he defended his decision unpersuasively, and the criticism only grew louder.

او به طور متقنی تصمیم خود را دفاع کرد و نقد و انتقاد فقط شدیدتر شد.

the sales pitch was delivered unpersuasively, and the client declined the offer.

پیشنهاد فروش به طور متقنی ارائه شد و مشتری پیشنهاد را پذیرفته نکرد.

she explained the delay unpersuasively, leaving customers frustrated.

او به طور متقنی تاخیر را توضیح داد و مشتریان ناراحت ماندند.

the proposal was written unpersuasively, with weak data and vague claims.

پیشنهاد به طور متقنی نوشته شد، با داده‌های ضعیف و ادعاها نامشخص.

he negotiated unpersuasively, and the other side refused to compromise.

او به طور متقنی مذاکره کرد و طرف دیگر از کاهش دادن امتناع کرد.

the candidate responded unpersuasively to the tough questions in the debate.

نامزد به طور متقنی به سوالات سخت در بحث پاسخ داد.

she testified unpersuasively, and her story did not match the records.

او به طور متقنی گواهی داد و داستان او با رکوردها همخوانی نداشت.

he apologized unpersuasively, and no one believed he was truly sorry.

او به طور متقنی عذرخواهی کرد و هیچ کس نمی‌توانست باور کند که واقعاً ناامید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید