undeviatingly

[ایالات متحده]/[ʌnˈdiːveɪtɪŋli]/
[بریتانیا]/[ʌnˈdiːveɪtɪŋli]/

ترجمه

adv. بدون انحراف؛ مداوم؛ استوار؛ بدون تغییر مسیر یا جهت؛ پایدار ماندن در یک مسیر یا اصل.

عبارات و ترکیب‌ها

undeviatingly loyal

وفادار بدون چشم پوشی

undeviatingly followed

بدون انحراف دنبال شده

undeviatingly pursued

بدون انحراف دنبال کرد

undeviatingly committed

متعهد بدون چشم پوشی

undeviatingly maintained

بدون انحراف حفظ کرد

undeviatingly adhered

بدون انحراف پایبند بود

undeviatingly focused

بدون انحراف متمرکز بود

undeviatingly continued

بدون انحراف ادامه داد

undeviatingly progressing

بدون انحراف در حال پیشرفت

undeviatingly dedicated

بدون چشم پوشی فداکار

جملات نمونه

the compass needle undeviatingly pointed north.

سر سوزن قطب‌نما بدون انحراف به سمت شمال اشاره می‌کرد.

she undeviatingly followed her doctor's advice.

او بدون کم و کسری از توصیه های پزشک خود پیروی کرد.

he undeviatingly stuck to his original plan.

او بدون تغییر به برنامه اصلی خود پایبند ماند.

the river undeviatingly flowed towards the sea.

رودخانه بدون انحراف به سمت دریا جریان داشت.

the loyal dog undeviatingly guarded the house.

سگ وفادار بدون انحراف از خانه محافظت می‌کرد.

the athlete undeviatingly pursued his dream of gold.

ورزشکار بدون انحراف به دنبال رویای طلای خود بود.

the company undeviatingly maintained its high standards.

شرکت بدون تغییر از استانداردهای بالای خود حفظ کرد.

he undeviatingly refused to compromise his principles.

او بدون تغییر از مصالحه با اصول خود امتناع کرد.

the path undeviatingly led to the summit.

مسیر بدون انحراف به قله منتهی می‌شد.

the tradition has been undeviatingly passed down through generations.

این سنت بدون تغییر از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.

the reporter undeviatingly investigated the story.

گزارشگر بدون انحراف داستان را بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید