unorthodoxly

[ایالات متحده]/ʌnˈɔːθədɒksli/
[بریتانیا]/ʌnˈɔːrθədɑːksli/

ترجمه

adv. به شیوه‌ای غیرمعمول؛ بدون پیروی از باورهای سنتی یا قبول شده یا روش‌های متعارف.

عبارات و ترکیب‌ها

acted unorthodoxly

به طریق غیرمعمول عمل کرد

thinking unorthodoxly

به طریق غیرمعمول فکر می‌کند

working unorthodoxly

به طریق غیرمعمول کار می‌کند

approached unorthodoxly

به طریق غیرمعمول رویکرد کرد

creating unorthodoxly

به طریق غیرمعمول ایجاد می‌کند

progressing unorthodoxly

به طریق غیرمعمول پیشرفت می‌کند

responding unorthodoxly

به طریق غیرمعمول پاسخ می‌دهد

solving unorthodoxly

به طریق غیرمعمول حل می‌کند

more unorthodoxly

به طریق غیرمعمول‌تر

جملات نمونه

the scientist unorthodoxly combined traditional herbs with modern technology to create a new medicine.

دانشمند به طریق غیرمعمول گیاهان دارویی سنتی را با فناوری‌های مدرن ترکیب کرد تا داروی جدیدی ایجاد کند.

she unorthodoxly approached the problem by thinking outside conventional frameworks.

او به طریق غیرمعمول با فکر کردن خارج از چارچوب‌های معمول به مسئله نزدیک شد.

the chef unorthodoxly mixed sweet and savory flavors in his signature dish.

شکیف به طریق غیرمعمول مزه‌های شیرین و تلخ را در غذای ویژه‌اش ترکیب کرد.

he unorthodoxly interpreted the ancient text, offering a fresh perspective.

او به طریق غیرمعمول متن باستانی را تفسیر کرد و نگاهی جدید ارائه داد.

the architect unorthodoxly designed the building with upside-down rooms.

معمار به طریق غیرمعمول ساختمان را با اتاق‌های معکوس طراحی کرد.

the team unorthodoxly solved the crisis by abandoning standard procedures.

تیم به طریق غیرمعمول بحران را با رها کردن روش‌های استاندارد حل کرد.

the musician unorthodoxly combined classical elements with electronic beats.

موسیقی‌دان به طریق غیرمعمول عناصر کلاسیک را با ضرب‌المله‌های الکترونیکی ترکیب کرد.

the teacher unorthodoxly arranged the classroom to encourage collaboration.

معلم به طریق غیرمعمول کلاس درس را به گونه‌ای تنظیم کرد که همکاری را تشویق کند.

the company unorthodoxly applied marketing strategies during the pandemic.

شرکت به طریق غیرمعمول استراتژی‌های بازاریابی را در دوران بیماری ویروسی اعمال کرد.

the artist unorthodoxly used recycled materials to create sculptures.

هنرمند به طریق غیرمعمول از مواد بازیافتی برای ایجاد اسکلت‌های سنگی استفاده کرد.

the writer unorthodoxly structured the novel with multiple timelines.

نویسنده به طریق غیرمعمول رمان را با چندین خط زمان ساخت.

the psychologist unorthodoxly treated patients using unconventional therapy methods.

روان‌شناس به طریق غیرمعمول بیماران را با روش‌های درمانی غیرمعمول درمان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید