well-done steak
گوشت گوسفند پخته شده
well-done job
کار پخته شده
well-done meal
غذای پخته شده
sounds well-done
به نظر میرسد پخته شده باشد
well-done, team!
خوب پخته شده، تیم!
get well-done
پخته شوید
looks well-done
به نظر میرسد پخته شده باشد
well-done pizza
پیتزا پخته شده
truly well-done
واقعاً پخته شده
very well-done
خیلی پخته شده
the steak was well-done and slightly overcooked.
گوشت گوسفند به درستی پخته شده و کمی بیش از حد پخته شده بود.
she did a well-done job on the presentation.
او کاری خوب روی ارائه انجام داد.
he gave a well-done performance in the play.
او در نمایش یک اجرای خوب ارائه داد.
the team's well-done efforts led to victory.
تلاشهای خوب تیم منجر به پیروزی شد.
it's a well-done plan, but needs refinement.
این یک برنامه خوب است، اما نیاز به بهبود دارد.
the cake was well-done and golden brown.
کیک به درستی پخته شده و قهوهای طلایی بود.
they received a well-done review for their book.
آنها برای کتابشان یک نقد خوب دریافت کردند.
the project was well-done within the deadline.
پروژه در مهلت مقرر به خوبی انجام شد.
it was a well-done speech, very persuasive.
این یک سخنرانی خوب بود، بسیار متقاعد کننده.
the roast chicken was cooked well-done.
پخته شده گوشت مرغ به درستی پخته شده بود.
she's done a well-done job of organizing the event.
او کاری خوب در سازماندهی رویداد انجام داد.
well-done steak
گوشت گوسفند پخته شده
well-done job
کار پخته شده
well-done meal
غذای پخته شده
sounds well-done
به نظر میرسد پخته شده باشد
well-done, team!
خوب پخته شده، تیم!
get well-done
پخته شوید
looks well-done
به نظر میرسد پخته شده باشد
well-done pizza
پیتزا پخته شده
truly well-done
واقعاً پخته شده
very well-done
خیلی پخته شده
the steak was well-done and slightly overcooked.
گوشت گوسفند به درستی پخته شده و کمی بیش از حد پخته شده بود.
she did a well-done job on the presentation.
او کاری خوب روی ارائه انجام داد.
he gave a well-done performance in the play.
او در نمایش یک اجرای خوب ارائه داد.
the team's well-done efforts led to victory.
تلاشهای خوب تیم منجر به پیروزی شد.
it's a well-done plan, but needs refinement.
این یک برنامه خوب است، اما نیاز به بهبود دارد.
the cake was well-done and golden brown.
کیک به درستی پخته شده و قهوهای طلایی بود.
they received a well-done review for their book.
آنها برای کتابشان یک نقد خوب دریافت کردند.
the project was well-done within the deadline.
پروژه در مهلت مقرر به خوبی انجام شد.
it was a well-done speech, very persuasive.
این یک سخنرانی خوب بود، بسیار متقاعد کننده.
the roast chicken was cooked well-done.
پخته شده گوشت مرغ به درستی پخته شده بود.
she's done a well-done job of organizing the event.
او کاری خوب در سازماندهی رویداد انجام داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید