daily belittlements
تقلیلهای روزانه
his belittlements at work slowly destroyed her confidence.
تقلیلهای او در کار بهتدریج اعتماد او را نابود کرد.
the coach’s constant belittlements created a toxic team culture.
تقلیلهای مداوم مربی فرهنگی گروهی سمی ایجاد کرد.
she grew tired of his casual belittlements during every argument.
او از تقلیلهای بیملاحظه او در هر اختلاف خسته شد.
public belittlements can damage a relationship beyond repair.
تقلیلهای عمومی میتوانند رابطه را بهطوری که نمیتواند تعمیر شود آسیب بزند.
repeated belittlements from a manager can lead to burnout.
تقلیلهای تکراری از سوی مدیر میتواند به خستگی روانی منجر شود.
he apologized for the belittlements he made in front of the team.
او برای تقلیلهایی که در حضور تیم انجام داد عذرخواهی کرد.
her belittlements were subtle, but they still hurt deeply.
تقلیلهای او ریزهریز بودند، اما هنوز بهطور عمیقی درد میزدند.
the report documented years of belittlements and intimidation.
گزارش سالها از تقلیلها و تهدیدات را ثبت کرد.
his sarcastic belittlements made new employees afraid to speak up.
تقلیلهای تمسخرآمیز او باعث شد کارکنان جدید از گفتن نگران شوند.
even small belittlements can add up and erode trust.
حتی تقلیلهای کوچک نیز میتوانند جمع شوند و اعتماد را کاهش دهند.
she confronted him about the belittlements and demanded respect.
او با او درباره تقلیلها مواجه شد و احترام را خواست.
daily belittlements
تقلیلهای روزانه
his belittlements at work slowly destroyed her confidence.
تقلیلهای او در کار بهتدریج اعتماد او را نابود کرد.
the coach’s constant belittlements created a toxic team culture.
تقلیلهای مداوم مربی فرهنگی گروهی سمی ایجاد کرد.
she grew tired of his casual belittlements during every argument.
او از تقلیلهای بیملاحظه او در هر اختلاف خسته شد.
public belittlements can damage a relationship beyond repair.
تقلیلهای عمومی میتوانند رابطه را بهطوری که نمیتواند تعمیر شود آسیب بزند.
repeated belittlements from a manager can lead to burnout.
تقلیلهای تکراری از سوی مدیر میتواند به خستگی روانی منجر شود.
he apologized for the belittlements he made in front of the team.
او برای تقلیلهایی که در حضور تیم انجام داد عذرخواهی کرد.
her belittlements were subtle, but they still hurt deeply.
تقلیلهای او ریزهریز بودند، اما هنوز بهطور عمیقی درد میزدند.
the report documented years of belittlements and intimidation.
گزارش سالها از تقلیلها و تهدیدات را ثبت کرد.
his sarcastic belittlements made new employees afraid to speak up.
تقلیلهای تمسخرآمیز او باعث شد کارکنان جدید از گفتن نگران شوند.
even small belittlements can add up and erode trust.
حتی تقلیلهای کوچک نیز میتوانند جمع شوند و اعتماد را کاهش دهند.
she confronted him about the belittlements and demanded respect.
او با او درباره تقلیلها مواجه شد و احترام را خواست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید