cajoles me
من را اغوا میکند
cajoles you
شما را اغوا میکند
cajoles us
ما را اغوا میکند
cajoles them
آنها را اغوا میکند
cajoles friends
دوستان را اغوا میکند
cajoles children
بچه ها را اغوا میکند
cajoles clients
مشتریها را اغوا میکند
cajoles voters
رایدهندگان را اغوا میکند
cajoles audience
مخاطبان را اغوا میکند
cajoles partner
همکار را اغوا میکند
she cajoles her friends into going on a trip with her.
او دوستانش را متقاعد میکند تا با او به سفر بروند.
the manager cajoles the team to meet the deadline.
مدیر تیم را متقاعد میکند تا مهلت مقرر را رعایت کند.
he often cajoles his parents for extra allowance.
او اغلب والدینش را برای دریافت پول بیشتر متقاعد میکند.
she cajoles her way into getting a promotion.
او به نحوی متقاعد میکند تا ترفیع بگیرد.
he cajoles his colleagues to join him for lunch.
او همکارانش را متقاعد میکند تا برای ناهار به او بپیوندند.
the puppy cajoles its owner for a treat.
سگ بچه صاحب خود را برای یک خوراکی متقاعد میکند.
she cajoles her partner to watch her favorite movie.
او شریکش را متقاعد میکند تا فیلم مورد علاقه او را تماشا کند.
he cajoles the audience with his charming speech.
او با سخنرانی جذاب خود مخاطبان را متقاعد میکند.
the child cajoles his mother for a new toy.
بچه مادرش را برای یک اسباب بازی جدید متقاعد میکند.
she cajoles her boss to approve her project proposal.
او رئیس خود را متقاعد میکند تا پیشنهاد پروژه او را تایید کند.
cajoles me
من را اغوا میکند
cajoles you
شما را اغوا میکند
cajoles us
ما را اغوا میکند
cajoles them
آنها را اغوا میکند
cajoles friends
دوستان را اغوا میکند
cajoles children
بچه ها را اغوا میکند
cajoles clients
مشتریها را اغوا میکند
cajoles voters
رایدهندگان را اغوا میکند
cajoles audience
مخاطبان را اغوا میکند
cajoles partner
همکار را اغوا میکند
she cajoles her friends into going on a trip with her.
او دوستانش را متقاعد میکند تا با او به سفر بروند.
the manager cajoles the team to meet the deadline.
مدیر تیم را متقاعد میکند تا مهلت مقرر را رعایت کند.
he often cajoles his parents for extra allowance.
او اغلب والدینش را برای دریافت پول بیشتر متقاعد میکند.
she cajoles her way into getting a promotion.
او به نحوی متقاعد میکند تا ترفیع بگیرد.
he cajoles his colleagues to join him for lunch.
او همکارانش را متقاعد میکند تا برای ناهار به او بپیوندند.
the puppy cajoles its owner for a treat.
سگ بچه صاحب خود را برای یک خوراکی متقاعد میکند.
she cajoles her partner to watch her favorite movie.
او شریکش را متقاعد میکند تا فیلم مورد علاقه او را تماشا کند.
he cajoles the audience with his charming speech.
او با سخنرانی جذاب خود مخاطبان را متقاعد میکند.
the child cajoles his mother for a new toy.
بچه مادرش را برای یک اسباب بازی جدید متقاعد میکند.
she cajoles her boss to approve her project proposal.
او رئیس خود را متقاعد میکند تا پیشنهاد پروژه او را تایید کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید