contemned behavior
رفتار نکوهششده
contemned ideas
ایدههای نکوهششده
contemned actions
اقدامات نکوهششده
contemned values
ارزشهای نکوهششده
contemned opinions
نظرات نکوهششده
contemned practices
روشهای نکوهششده
contemned status
وضعیت نکوهششده
contemned traditions
تقالید نکوهششده
contemned beliefs
باورهای نکوهششده
she felt contemned by her peers for her unconventional choices.
او احساس میکرد که به دلیل انتخابهای غیرمتعارفش از سوی همسالان مورد تحقیر قرار گرفته است.
the artist's work was often contemned by critics who preferred traditional styles.
اثر هنرمند اغلب مورد تحقیر منتقدی قرار میگرفت که سبکهای سنتی را ترجیح میدادند.
he was contemned for his lack of ambition in a competitive environment.
او به دلیل نداشتن جاهطلبی در یک محیط رقابتی مورد تحقیر قرار گرفت.
many felt that the new policy was contemned by the public.
بسیاری احساس میکردند که سیاست جدید مورد تحقیر مردم قرار گرفته است.
her ideas were contemned by the established authorities.
ایدههای او توسط مقامات ذیصلاح مورد تحقیر قرار گرفت.
he was often contemned for his outspoken opinions.
او اغلب به دلیل نظرات تند و تیزش مورد تحقیر قرار میگرفت.
the book was contemned by some for its controversial themes.
برخی از افراد کتاب را به دلیل مضامین بحثبرانگیزش مورد تحقیر قرار دادند.
she felt contemned by her family's expectations.
او احساس میکرد که به دلیل انتظارات خانوادهاش مورد تحقیر قرار گرفته است.
the scientist's theories were contemned until proven valid.
نظریههای دانشمند تا زمانی که اثبات نشد مورد تحقیر قرار میگرفت.
he was contemned for not conforming to societal norms.
او به دلیل عدم انطباق با هنجارهای اجتماعی مورد تحقیر قرار گرفت.
contemned behavior
رفتار نکوهششده
contemned ideas
ایدههای نکوهششده
contemned actions
اقدامات نکوهششده
contemned values
ارزشهای نکوهششده
contemned opinions
نظرات نکوهششده
contemned practices
روشهای نکوهششده
contemned status
وضعیت نکوهششده
contemned traditions
تقالید نکوهششده
contemned beliefs
باورهای نکوهششده
she felt contemned by her peers for her unconventional choices.
او احساس میکرد که به دلیل انتخابهای غیرمتعارفش از سوی همسالان مورد تحقیر قرار گرفته است.
the artist's work was often contemned by critics who preferred traditional styles.
اثر هنرمند اغلب مورد تحقیر منتقدی قرار میگرفت که سبکهای سنتی را ترجیح میدادند.
he was contemned for his lack of ambition in a competitive environment.
او به دلیل نداشتن جاهطلبی در یک محیط رقابتی مورد تحقیر قرار گرفت.
many felt that the new policy was contemned by the public.
بسیاری احساس میکردند که سیاست جدید مورد تحقیر مردم قرار گرفته است.
her ideas were contemned by the established authorities.
ایدههای او توسط مقامات ذیصلاح مورد تحقیر قرار گرفت.
he was often contemned for his outspoken opinions.
او اغلب به دلیل نظرات تند و تیزش مورد تحقیر قرار میگرفت.
the book was contemned by some for its controversial themes.
برخی از افراد کتاب را به دلیل مضامین بحثبرانگیزش مورد تحقیر قرار دادند.
she felt contemned by her family's expectations.
او احساس میکرد که به دلیل انتظارات خانوادهاش مورد تحقیر قرار گرفته است.
the scientist's theories were contemned until proven valid.
نظریههای دانشمند تا زمانی که اثبات نشد مورد تحقیر قرار میگرفت.
he was contemned for not conforming to societal norms.
او به دلیل عدم انطباق با هنجارهای اجتماعی مورد تحقیر قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید