chronic despairers
افراد مبتلا به افسردگی مزمن
the despairer sat alone in the dark room, completely defeated by circumstances.
عاجز کننده تنها در اتاق تاریک نشسته بود و کاملاً با شرایط شکست خورده بود.
even the greatest despairer can find hope with the right support.
حتی بزرگترین عاجز کننده میتواند با حمایت مناسب امید پیدا کند.
she was not a natural despairer, but life had taught her to expect the worst.
او یک عاجز کننده طبیعی نبود، اما زندگی او را آموزش داد تا بدترین چیز را منتظر بماند.
the despairer walked through life with heavy shoulders and a troubled heart.
عاجز کننده با شانههای سنگین و قلبی ناامید، از زندگی میگذشت.
his colleagues considered him a despairer after his repeated failures.
همکاران او پس از شکستهای مکرر، او را یک عاجز کننده میدانستند.
the despairer refused to accept help, believing no one could understand his pain.
عاجز کننده کمک را پذیرفتن نکرد، باور داشت که هیچ کس نمیتواند درد او را درک کند.
every despairer has a story that explains their loss of faith.
هر عاجز کنندهای داستانی دارد که فقدان ایمانش را توضیح میدهد.
the despairer stared out the window, watching the world continue without him.
عاجز کننده به پنجره نگاه میکرد و دنیا را بدون او ادامه دادن را مشاهده میکرد.
we must reach out to the despairer before it's too late.
ما باید قبل از اینکه زمان فوت شد، به عاجز کننده نزدیک شویم.
a despairer sees only obstacles where others see opportunities.
عاجز کننده فقط موانع را میبیند جایی که دیگران فرصتها را میبینند.
the despairer's eyes held no light, no hint of tomorrow's promise.
چشمان عاجز کننده نوری نداشت، هیچ نشانی از امید فردا نیز نداشت.
former despairers often become the strongest advocates for mental health support.
سابق عاجز کنندهها اغلب قویترین حامیان حمایت از سلامت روان میشوند.
the despairer whispered to himself that tomorrow would bring nothing but more pain.
عاجز کننده به خودش گفت که فردا فقط درد بیشتری به ارمغان خواهد آورد.
chronic despairers
افراد مبتلا به افسردگی مزمن
the despairer sat alone in the dark room, completely defeated by circumstances.
عاجز کننده تنها در اتاق تاریک نشسته بود و کاملاً با شرایط شکست خورده بود.
even the greatest despairer can find hope with the right support.
حتی بزرگترین عاجز کننده میتواند با حمایت مناسب امید پیدا کند.
she was not a natural despairer, but life had taught her to expect the worst.
او یک عاجز کننده طبیعی نبود، اما زندگی او را آموزش داد تا بدترین چیز را منتظر بماند.
the despairer walked through life with heavy shoulders and a troubled heart.
عاجز کننده با شانههای سنگین و قلبی ناامید، از زندگی میگذشت.
his colleagues considered him a despairer after his repeated failures.
همکاران او پس از شکستهای مکرر، او را یک عاجز کننده میدانستند.
the despairer refused to accept help, believing no one could understand his pain.
عاجز کننده کمک را پذیرفتن نکرد، باور داشت که هیچ کس نمیتواند درد او را درک کند.
every despairer has a story that explains their loss of faith.
هر عاجز کنندهای داستانی دارد که فقدان ایمانش را توضیح میدهد.
the despairer stared out the window, watching the world continue without him.
عاجز کننده به پنجره نگاه میکرد و دنیا را بدون او ادامه دادن را مشاهده میکرد.
we must reach out to the despairer before it's too late.
ما باید قبل از اینکه زمان فوت شد، به عاجز کننده نزدیک شویم.
a despairer sees only obstacles where others see opportunities.
عاجز کننده فقط موانع را میبیند جایی که دیگران فرصتها را میبینند.
the despairer's eyes held no light, no hint of tomorrow's promise.
چشمان عاجز کننده نوری نداشت، هیچ نشانی از امید فردا نیز نداشت.
former despairers often become the strongest advocates for mental health support.
سابق عاجز کنندهها اغلب قویترین حامیان حمایت از سلامت روان میشوند.
the despairer whispered to himself that tomorrow would bring nothing but more pain.
عاجز کننده به خودش گفت که فردا فقط درد بیشتری به ارمغان خواهد آورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید