disgracefulnesses

[ایالات متحده]/dɪsˈɡreɪs.fəl.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/dɪsˈɡreɪs.fəl.nəs.ɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن ناموسی یا ناکردار؛ رفتار ناموسی؛ اعمالی که ناکرداری می‌آورند.

جملات نمونه

the disgracefulness of his behavior shocked everyone.

نامناسب بودن رفتار او تمام کسان را شوکه کرد.

such disgracefulness is unacceptable in public life.

چنین نامناسب بودن در زندگی عمومی قابل قبول نیست.

she spoke about the moral disgracefulness of the scandal.

او درباره نامناسب بودن اخلاقی این اسکاندل سخن گفته بود.

the disgracefulness of the situation was evident to all.

نامناسب بودن این وضعیت برای همگان واضح بود.

he couldn't believe the utter disgracefulness of the decision.

او نمی توانست باور کند که تصمیمی کاملاً نامناسب بوده است.

the political disgracefulness of the affair was widely discussed.

نامناسب بودن سیاسی این امر به گسترده ای بحث می شد.

we must condemn these disgracefulnesses without hesitation.

ما باید این نامناسب بودن ها را بدون تردید محکوم کنیم.

the sheer disgracefulness of the remarks caused an uproar.

نامناسب بودن کلام باعث ایجاد حواس ریزی شد.

the report detailed multiple disgracefulnesses in the organization.

گزارش چندین نامناسب بودن در سازمان را جزئیات بیشتری ارائه کرد.

their disgracefulnesses have damaged the reputation of the institution.

نامناسب بودن های آنها به اعتبار مؤسسه آسیب رسانده است.

the court recognized the disgracefulnesses of his actions.

دیوان نامناسب بودن اقدامات او را شناسایی کرد.

everyone was offended by the public disgracefulness of the event.

همه از نامناسب بودن عمومی این رویداد ناراحت شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید