dispiritingly familiar
نامتعجب کننده و آشنا
dispiritingly predictable
نامتعجب کننده و قابل پیشبینی
dispiritingly obvious
نامتعجب کننده و واضح
dispiritingly simple
نامتعجب کننده و ساده
dispiritingly dull
نامتعجب کننده و خاموش
the news reported dispiritingly low voter turnout in the election.
خبر آن را با نتیجهای بسیار ناامید کننده گزارش داد که در انتخابات حضور رای دهندگان بسیار پایین بود.
the team performed dispiritingly poorly in the championship game.
تیم در بازی جام به طور ناامید کنندهای ضعیف عمل کرد.
she spoke dispiritingly about the company's future prospects.
او به طور ناامید کنندهای در مورد آینده شرکت صحبت کرد.
the economy has been dispiritingly stagnant for several quarters.
اقتصاد به طور ناامید کنندهای در چند فصل به حالت توقف اقتصادی باقی مانده است.
he answered dispiritingly when asked about his job prospects.
وقتی از او پرسیدند که چه امیدی برای کارش دارد، به طور ناامید کنندهای پاسخ داد.
the weather forecast was dispiritingly gloomy for the weekend.
پیشبینی آب و هوا برای روزهای انتهای هفته به طور ناامید کنندهای تاریک بود.
the survey results were dispiritingly consistent with previous years.
نتایج پرسشنامه به طور ناامید کنندهای با سالهای گذشته یکسان بود.
she described the situation dispiritingly to her colleagues.
او به طور ناامید کنندهای وضعیت را به همکارانش توصیف کرد.
the unemployment figures remain dispiritingly high despite new policies.
با وجود سیاستهای جدید، ارقام بیکاری به طور ناامید کنندهای بالا مانده است.
the movie received dispiritingly negative reviews from critics.
فیلم به طور ناامید کنندهای از منتقدان نقدهای منفی دریافت کرد.
he looked dispiritingly at the pile of work on his desk.
او به طور ناامید کنندهای به کارهای روی میزش نگاه کرد.
the student scored dispiritingly on the final examination.
دانشآموز در امتحان نهایی به طور ناامید کنندهای نمره گرفت.
the project is progressing dispiritingly slowly due to budget cuts.
پروژه به دلیل کاهش بودجه به طور ناامید کنندهای به آرامی پیش میرود.
dispiritingly familiar
نامتعجب کننده و آشنا
dispiritingly predictable
نامتعجب کننده و قابل پیشبینی
dispiritingly obvious
نامتعجب کننده و واضح
dispiritingly simple
نامتعجب کننده و ساده
dispiritingly dull
نامتعجب کننده و خاموش
the news reported dispiritingly low voter turnout in the election.
خبر آن را با نتیجهای بسیار ناامید کننده گزارش داد که در انتخابات حضور رای دهندگان بسیار پایین بود.
the team performed dispiritingly poorly in the championship game.
تیم در بازی جام به طور ناامید کنندهای ضعیف عمل کرد.
she spoke dispiritingly about the company's future prospects.
او به طور ناامید کنندهای در مورد آینده شرکت صحبت کرد.
the economy has been dispiritingly stagnant for several quarters.
اقتصاد به طور ناامید کنندهای در چند فصل به حالت توقف اقتصادی باقی مانده است.
he answered dispiritingly when asked about his job prospects.
وقتی از او پرسیدند که چه امیدی برای کارش دارد، به طور ناامید کنندهای پاسخ داد.
the weather forecast was dispiritingly gloomy for the weekend.
پیشبینی آب و هوا برای روزهای انتهای هفته به طور ناامید کنندهای تاریک بود.
the survey results were dispiritingly consistent with previous years.
نتایج پرسشنامه به طور ناامید کنندهای با سالهای گذشته یکسان بود.
she described the situation dispiritingly to her colleagues.
او به طور ناامید کنندهای وضعیت را به همکارانش توصیف کرد.
the unemployment figures remain dispiritingly high despite new policies.
با وجود سیاستهای جدید، ارقام بیکاری به طور ناامید کنندهای بالا مانده است.
the movie received dispiritingly negative reviews from critics.
فیلم به طور ناامید کنندهای از منتقدان نقدهای منفی دریافت کرد.
he looked dispiritingly at the pile of work on his desk.
او به طور ناامید کنندهای به کارهای روی میزش نگاه کرد.
the student scored dispiritingly on the final examination.
دانشآموز در امتحان نهایی به طور ناامید کنندهای نمره گرفت.
the project is progressing dispiritingly slowly due to budget cuts.
پروژه به دلیل کاهش بودجه به طور ناامید کنندهای به آرامی پیش میرود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید