effervescently

[ایالات متحده]/[ɪˈfɜːvəzəntli]/
[بریتانیا]/[ɪˈfɜːrvəzəntli]/

ترجمه

adv. به شکل پر انرژی و پر حیات؛ پر از شور و شعف؛ به گونه‌ای که افق‌های فراوانی نشان می‌دهد؛ با کیفیت مousse یا پر از حباب.

عبارات و ترکیب‌ها

effervescently sparkling

چرخان و درخشان

effervescently bubbling

چرخان و فورت

effervescently laughing

چرخان و خنده‌دار

effervescently dancing

چرخان و رقصنده

effervescently speaking

چرخان و گویا

effervescently glowing

چرخان و درخشان

effervescently reacting

چرخان و واکنش‌گو

effervescently moving

چرخان و حرکت‌کننده

effervescently expressing

چرخان و بیان‌کننده

effervescently celebrating

چرخان و جشن‌گذار

جملات نمونه

the champagne bubbled effervescently in her glass, a sign of celebration.

شامپاگن به طور فواره‌ای در شیشه‌اش جوشید، نشانه‌ای از جشن بود.

he recounted the story effervescently, captivating the entire audience.

او داستان را به طور فواره‌ای بازگو کرد و تمام جمهور را جذب کرد.

the comedian delivered his jokes effervescently, eliciting laughter from the crowd.

کمدیان جوک‌هایش را به طور فواره‌ای ارائه داد و خنده‌ای از جمع جمعه به دست آورد.

the young girl danced effervescently, radiating joy and energy.

کودک دختر جوان به طور فواره‌ای رقصید و شادی و انرژی از خود به جوامع منتشر کرد.

the soda fizzed effervescently as she poured it into the glass.

کرم‌های نوشابه به طور فواره‌ای در حال جوشیدن بودند وقتی او آن را در شیشه ریخت.

the team celebrated their victory effervescently, cheering and hugging each other.

تیم به طور فواره‌ای از پیروزی خود جشن گرفتند، با هم خوشحال می‌شدند و همچنین با هم آغوش گرفتند.

she greeted him effervescently, her smile lighting up the room.

او به طور فواره‌ای او را استقبال کرد، لبخندش تمام اتاق را روشن کرد.

the music played effervescently, creating a lively and upbeat atmosphere.

موسیقی به طور فواره‌ای پخش شد، جویی پر انرژی و خوش‌بینانه ایجاد کرد.

the water tasted effervescently refreshing on a hot summer day.

آب در یک روز گرم تابستانی به طور فواره‌ای تازه‌یابی می‌شد.

the children played effervescently in the park, full of youthful exuberance.

کودکان به طور فواره‌ای در پارک بازی می‌کردند، پر از شادی جوانی.

the news of their engagement was shared effervescently with their families.

خبر ازدواج آنها به طور فواره‌ای با خانواده‌هایشان به اشتراک گذاشته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید