exaltingly beautiful
خوشگویانه زیباست
exaltingly clear
خوشگویانه روشن است
exaltingly proud
خوشگویانه مغرور است
the team performed exaltingly, securing victory with a last-minute goal.
تیم به شکوهآمیزی عمل کرد و با یک گل در دقیقه آخر پیروزی را به دست آورد.
she spoke exaltingly about her research, detailing its groundbreaking findings.
او به شکوهآمیزی درباره تحقیقات خود گفت و یافتههای نابغهای آن را توضیح داد.
the music swelled exaltingly, filling the concert hall with vibrant energy.
موسیقی به شکوهآمیزی افزایش یافت و سالن کنسرت را با انرژی پررنگی پر کرد.
he described the sunset exaltingly, using vivid metaphors to capture its beauty.
او غروب خورشید را به شکوهآمیزی توصیف کرد و از مفاهیم زندهای برای نمایش زیبایی آن استفاده کرد.
the children laughed exaltingly as they opened their christmas presents.
کودکان در حال باز کردن هدایای عید غفران خود با شکوهآمیزی خندهای داشتند.
the audience reacted exaltingly to the magician's final trick.
بینندهها به شکوهآمیزی به آخرین کار هنرمند جادوگر واکنش نشان دادند.
she felt exaltingly optimistic about the future of her company.
او درباره آینده شرکت خود به شکوهآمیزی متفکر بود.
the critic wrote exaltingly of the play's innovative staging.
کارشناس به شکوهآمیزی درباره نمایشگری نوآور نمایش نوشت.
their team spirit shone exaltingly during the challenging competition.
روح تیم آنها در طول رقابتهای چالشبرانگیز به شکوهآمیزی نمایان شد.
he celebrated his promotion exaltingly with colleagues after work.
او پس از کار به شکوهآمیزی با همکاران خود از ارتقاء خود جشن گرفت.
the hero’s return was greeted exaltingly by cheering fans.
بازگشت قهرمان با شکوهآمیزی توسط هواداران خوشحال شدهای گرامی گرفته شد.
exaltingly beautiful
خوشگویانه زیباست
exaltingly clear
خوشگویانه روشن است
exaltingly proud
خوشگویانه مغرور است
the team performed exaltingly, securing victory with a last-minute goal.
تیم به شکوهآمیزی عمل کرد و با یک گل در دقیقه آخر پیروزی را به دست آورد.
she spoke exaltingly about her research, detailing its groundbreaking findings.
او به شکوهآمیزی درباره تحقیقات خود گفت و یافتههای نابغهای آن را توضیح داد.
the music swelled exaltingly, filling the concert hall with vibrant energy.
موسیقی به شکوهآمیزی افزایش یافت و سالن کنسرت را با انرژی پررنگی پر کرد.
he described the sunset exaltingly, using vivid metaphors to capture its beauty.
او غروب خورشید را به شکوهآمیزی توصیف کرد و از مفاهیم زندهای برای نمایش زیبایی آن استفاده کرد.
the children laughed exaltingly as they opened their christmas presents.
کودکان در حال باز کردن هدایای عید غفران خود با شکوهآمیزی خندهای داشتند.
the audience reacted exaltingly to the magician's final trick.
بینندهها به شکوهآمیزی به آخرین کار هنرمند جادوگر واکنش نشان دادند.
she felt exaltingly optimistic about the future of her company.
او درباره آینده شرکت خود به شکوهآمیزی متفکر بود.
the critic wrote exaltingly of the play's innovative staging.
کارشناس به شکوهآمیزی درباره نمایشگری نوآور نمایش نوشت.
their team spirit shone exaltingly during the challenging competition.
روح تیم آنها در طول رقابتهای چالشبرانگیز به شکوهآمیزی نمایان شد.
he celebrated his promotion exaltingly with colleagues after work.
او پس از کار به شکوهآمیزی با همکاران خود از ارتقاء خود جشن گرفت.
the hero’s return was greeted exaltingly by cheering fans.
بازگشت قهرمان با شکوهآمیزی توسط هواداران خوشحال شدهای گرامی گرفته شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید