garrulously chatting
در حال صحبت کردن پرحرف
garrulously talking
در حال صحبت کردن پرحرف
garrulously rambling
در حال صحبت کردن پراکنده
garrulously discussing
در حال بحث کردن پرحرف
garrulously explaining
در حال توضیح دادن پرحرف
garrulously narrating
در حال تعریف کردن پرحرف
garrulously gossiping
در حال صحبت کردن بیمورد و شایعه پراکنی
garrulously sharing
در حال به اشتراک گذاشتن پرحرف
garrulously describing
در حال توصیف کردن پرحرف
garrulously expressing
در حال بیان کردن پرحرف
she garrulously shared her travel stories with everyone.
او با اشتیاق و پرحوصله داستانهای سفر خود را با همه به اشتراک گذاشت.
he garrulously narrated the events of the party last night.
او با اشتیاق و پرحوصله وقایع شب گذشته را تعریف کرد.
the children garrulously talked about their favorite cartoons.
کودکان با اشتیاق و پرحوصله در مورد کارتونهای مورد علاقه خود صحبت کردند.
during the meeting, she garrulously expressed her opinions.
در طول جلسه، او با اشتیاق و پرحوصله نظرات خود را بیان کرد.
he garrulously explained the rules of the game to newcomers.
او با اشتیاق و پرحوصله قوانین بازی را برای افراد جدید توضیح داد.
they garrulously discussed their plans for the weekend.
آنها با اشتیاق و پرحوصله برنامههای آخر هفته خود را مورد بحث قرار دادند.
she garrulously described her new job to her friends.
او با اشتیاق و پرحوصله شغل جدید خود را برای دوستانش توصیف کرد.
the old man garrulously reminisced about his youth.
مرد مسن با اشتیاق و پرحوصله به دوران جوانی خود نوید داد.
he garrulously shared his thoughts on the latest movie.
او با اشتیاق و پرحوصله افکار خود در مورد آخرین فیلم را به اشتراک گذاشت.
they garrulously exchanged stories about their families.
آنها با اشتیاق و پرحوصله داستانهایی در مورد خانوادههای خود رد و بدل کردند.
garrulously chatting
در حال صحبت کردن پرحرف
garrulously talking
در حال صحبت کردن پرحرف
garrulously rambling
در حال صحبت کردن پراکنده
garrulously discussing
در حال بحث کردن پرحرف
garrulously explaining
در حال توضیح دادن پرحرف
garrulously narrating
در حال تعریف کردن پرحرف
garrulously gossiping
در حال صحبت کردن بیمورد و شایعه پراکنی
garrulously sharing
در حال به اشتراک گذاشتن پرحرف
garrulously describing
در حال توصیف کردن پرحرف
garrulously expressing
در حال بیان کردن پرحرف
she garrulously shared her travel stories with everyone.
او با اشتیاق و پرحوصله داستانهای سفر خود را با همه به اشتراک گذاشت.
he garrulously narrated the events of the party last night.
او با اشتیاق و پرحوصله وقایع شب گذشته را تعریف کرد.
the children garrulously talked about their favorite cartoons.
کودکان با اشتیاق و پرحوصله در مورد کارتونهای مورد علاقه خود صحبت کردند.
during the meeting, she garrulously expressed her opinions.
در طول جلسه، او با اشتیاق و پرحوصله نظرات خود را بیان کرد.
he garrulously explained the rules of the game to newcomers.
او با اشتیاق و پرحوصله قوانین بازی را برای افراد جدید توضیح داد.
they garrulously discussed their plans for the weekend.
آنها با اشتیاق و پرحوصله برنامههای آخر هفته خود را مورد بحث قرار دادند.
she garrulously described her new job to her friends.
او با اشتیاق و پرحوصله شغل جدید خود را برای دوستانش توصیف کرد.
the old man garrulously reminisced about his youth.
مرد مسن با اشتیاق و پرحوصله به دوران جوانی خود نوید داد.
he garrulously shared his thoughts on the latest movie.
او با اشتیاق و پرحوصله افکار خود در مورد آخرین فیلم را به اشتراک گذاشت.
they garrulously exchanged stories about their families.
آنها با اشتیاق و پرحوصله داستانهایی در مورد خانوادههای خود رد و بدل کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید