giggling children
کودکان خندهکنان
giggling girls
دختران خندهکنان
giggling friends
دوستان خندهکنان
giggling babies
نوزادان خندهکنان
giggling voices
صدای خندههای کودکان
giggling sounds
صداهای خنده
giggling adults
بزرگسالان خندهکنان
giggling couples
زوجهای خندهکنان
giggling moments
لحظات خندهدار
giggling fits
حملات خنده
the children were giggling at the funny clown.
کودکان در حال خنده و قهقهه زدن به خاطر شعبدهباز خندهدار بودند.
she couldn't stop giggling during the movie.
او نمیتوانست در طول فیلم جلوی خنده خود را بگیرد.
they were giggling together in the corner.
آنها در گوشه در حال خنده و قهقهه زدن با هم بودند.
his giggling made everyone else laugh.
خنده و قهقهه او باعث شد دیگران هم بخندند.
giggling is contagious, especially among friends.
خنده و قهقهه مسری است، به خصوص در بین دوستان.
she tried to hide her giggling behind her hand.
او سعی کرد خنده خود را پشت دستش پنهان کند.
giggling children filled the playground with joy.
کودکان خندهدار زمین بازی را با شادی پر کردند.
he was giggling at the silly joke.
او در حال خنده و قهقهه زدن به شوخی احمقانه بود.
the giggling girls were having a great time at the party.
دختران خندهدار اوقات خوبی را در مهمانی میگذراندند.
she felt a wave of giggling excitement as she opened the gift.
وقتی هدیه را باز کرد، موجی از هیجان و خنده را احساس کرد.
giggling children
کودکان خندهکنان
giggling girls
دختران خندهکنان
giggling friends
دوستان خندهکنان
giggling babies
نوزادان خندهکنان
giggling voices
صدای خندههای کودکان
giggling sounds
صداهای خنده
giggling adults
بزرگسالان خندهکنان
giggling couples
زوجهای خندهکنان
giggling moments
لحظات خندهدار
giggling fits
حملات خنده
the children were giggling at the funny clown.
کودکان در حال خنده و قهقهه زدن به خاطر شعبدهباز خندهدار بودند.
she couldn't stop giggling during the movie.
او نمیتوانست در طول فیلم جلوی خنده خود را بگیرد.
they were giggling together in the corner.
آنها در گوشه در حال خنده و قهقهه زدن با هم بودند.
his giggling made everyone else laugh.
خنده و قهقهه او باعث شد دیگران هم بخندند.
giggling is contagious, especially among friends.
خنده و قهقهه مسری است، به خصوص در بین دوستان.
she tried to hide her giggling behind her hand.
او سعی کرد خنده خود را پشت دستش پنهان کند.
giggling children filled the playground with joy.
کودکان خندهدار زمین بازی را با شادی پر کردند.
he was giggling at the silly joke.
او در حال خنده و قهقهه زدن به شوخی احمقانه بود.
the giggling girls were having a great time at the party.
دختران خندهدار اوقات خوبی را در مهمانی میگذراندند.
she felt a wave of giggling excitement as she opened the gift.
وقتی هدیه را باز کرد، موجی از هیجان و خنده را احساس کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید