giggling

[ایالات متحده]/ˈɡɪɡlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡɪɡlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل خندیدن به طرز سبک و احمقانه

عبارات و ترکیب‌ها

giggling children

کودکان خنده‌کنان

giggling girls

دختران خنده‌کنان

giggling friends

دوستان خنده‌کنان

giggling babies

نوزادان خنده‌کنان

giggling voices

صدای خنده‌های کودکان

giggling sounds

صداهای خنده

giggling adults

بزرگسالان خنده‌کنان

giggling couples

زوج‌های خنده‌کنان

giggling moments

لحظات خنده‌دار

giggling fits

حملات خنده

جملات نمونه

the children were giggling at the funny clown.

کودکان در حال خنده و قهقهه زدن به خاطر شعبده‌باز خنده‌دار بودند.

she couldn't stop giggling during the movie.

او نمی‌توانست در طول فیلم جلوی خنده خود را بگیرد.

they were giggling together in the corner.

آنها در گوشه در حال خنده و قهقهه زدن با هم بودند.

his giggling made everyone else laugh.

خنده و قهقهه او باعث شد دیگران هم بخندند.

giggling is contagious, especially among friends.

خنده و قهقهه مسری است، به خصوص در بین دوستان.

she tried to hide her giggling behind her hand.

او سعی کرد خنده خود را پشت دستش پنهان کند.

giggling children filled the playground with joy.

کودکان خنده‌دار زمین بازی را با شادی پر کردند.

he was giggling at the silly joke.

او در حال خنده و قهقهه زدن به شوخی احمقانه بود.

the giggling girls were having a great time at the party.

دختران خنده‌دار اوقات خوبی را در مهمانی می‌گذراندند.

she felt a wave of giggling excitement as she opened the gift.

وقتی هدیه را باز کرد، موجی از هیجان و خنده را احساس کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید