glamorously

[ایالات متحده]/ˈɡlæməˌrəsli/
[بریتانیا]/ˈɡlæmərəsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که جذاب یا فریبنده است

عبارات و ترکیب‌ها

glamorously dressed

آراسته و جذاب

glamorously styled

به‌سبک جذاب

glamorously presented

ارائه جذاب

glamorously lit

نورپردازی جذاب

glamorously adorned

با تزئینات جذاب

glamorously showcased

به‌نمایش جذاب

glamorously designed

طراحی جذاب

glamorously elegant

شیک و جذاب

glamorously unique

منحصر به فرد و جذاب

glamorously bold

جسورانه و جذاب

جملات نمونه

she dressed glamorously for the gala.

او با لباس‌های جذاب و شیک برای مهمانی شام آماده شد.

the actress walked glamorously down the red carpet.

بازیگر با ظاهری جذاب و شیک در میان فرش قرمز قدم زد.

he spoke glamorously about his travels.

او با شور و شوق و جذابیت در مورد سفر هایش صحبت کرد.

the room was decorated glamorously for the party.

اتاق به شکلی جذاب و شیک برای مهمانی تزیین شده بود.

they arrived glamorously in a luxury car.

آنها با یک خودروی لوکس و با ظاهری جذاب رسیدند.

her performance was glamorously captivating.

اجرای او به شکلی جذاب و مسحور کننده بود.

the fashion show featured glamorously designed outfits.

نمایش مد شامل لباس‌هایی با طراحی‌های جذاب و شیک بود.

he lived glamorously in a penthouse.

او به شکلی مجلل در یک پنت هاوس زندگی می کرد.

they celebrated glamorously at a five-star restaurant.

آنها به شکلی مجلل در یک رستوران پنج ستاره جشن گرفتند.

the wedding was glamorously organized.

عروسی به شکلی مجلل و شیک برگزار شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید