irrationalness

[ایالات متحده]/[ˌɪrəˈʃənəl.nəs]/
[بریتانیا]/[ˌɪrəˈʃənəl.nəs]/

ترجمه

n. ویژگی غیرمنطقی بودن؛ فقدان استدلال یا منطق؛ حالتی که غیرمنطقی یا غیرمنطقی به نظر می‌رسد.

عبارات و ترکیب‌ها

irrationalness prevails

غلبة بی‌منطقی

displaying irrationalness

نشان دادن بی‌منطقی

avoiding irrationalness

اجتناب از بی‌منطقی

irrationalness evident

بی‌منطقی آشکار است

source of irrationalness

منبع بی‌منطقی

irrationalness factor

عامل بی‌منطقی

height of irrationalness

اوج بی‌منطقی

degree of irrationalness

درجه بی‌منطقی

irrationalness concerns

نگرانی‌های مربوط به بی‌منطقی

impact of irrationalness

تاثیر بی‌منطقی

جملات نمونه

the project's failure stemmed from a disturbing level of irrationalness in the decision-making process.

شکست پروژه ناشی از سطح نگران‌کننده‌ای از بی‌منطقی در فرآیند تصمیم‌گیری بود.

despite the evidence, he clung to his beliefs with stubborn irrationalness.

با وجود شواهد، او با بی‌منطقی و سرسختی به باورهای خود چسبید.

her behavior demonstrated a worrying degree of irrationalness and impulsivity.

رفتار او نشان‌دهنده درجه‌ای نگران‌کننده از بی‌منطقی و تکاپو بود.

the public's irrationalness regarding the new product was surprising to the marketing team.

بی‌منطقی مردم در مورد محصول جدید برای تیم بازاریابی غیرمنتظره بود.

he criticized the policy's inherent irrationalness and lack of logical foundation.

او بی‌منطقی ذاتی و فقدان مبنای منطقی سیاست را مورد انتقاد قرار داد.

the politician's response was characterized by blatant irrationalness and emotional appeals.

پاسخ سیاستمدار با بی‌منطقی آشکار و توسل به احساسات مشخص شد.

the study explored the psychological roots of irrationalness in economic decision-making.

این مطالعه به بررسی ریشه‌های روانشناختی بی‌منطقی در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی پرداخت.

the court found the defendant's actions to be driven by a significant degree of irrationalness.

دادگاه تصمیم گرفت که اقدامات متهم ناشی از درجه قابل توجهی از بی‌منطقی بوده است.

the team attempted to mitigate the irrationalness of the system through careful design.

تیم سعی کرد بی‌منطقی سیستم را از طریق طراحی دقیق کاهش دهد.

the debate highlighted the dangers of allowing irrationalness to influence policy.

بحث بر سر خطرات اجازه دادن به بی‌منطقی برای تأثیرگذاری بر سیاست‌ها تأکید کرد.

the manager questioned the employee's approach, citing its inherent irrationalness.

مدیر از رویکرد کارمند سؤال کرد و به بی‌منطقی ذاتی آن اشاره کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید