life-affirming

[ایالات متحده]/[ˈlaɪf əˈfɜːmɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈlaɪf əˈfɜːrmɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ایجاد امید و شور و انگیزه کردن؛ احساس بهبود روحی را ترویج می‌دهد؛ تأثیر مثبتی بر زندگی فرد دارد؛ زنده‌گی را افزایش می‌دهد؛ مربوط به یا ترویج دیدگاه مثبتی نسبت به زندگی.

عبارات و ترکیب‌ها

life-affirming experience

تجربه تایید کننده زندگی

life-affirming moment

لحظه تایید کننده زندگی

truly life-affirming

به واقعیت تایید کننده زندگی

life-affirming work

کار تایید کننده زندگی

life-affirming music

موسیقی تایید کننده زندگی

finding life-affirming

یافتن تایید کننده زندگی

life-affirming relationships

روابط تایید کننده زندگی

a life-affirming choice

یک انتخاب تایید کننده زندگی

life-affirming journey

سفر تایید کننده زندگی

deeply life-affirming

عمیقا تایید کننده زندگی

جملات نمونه

the experience was life-affirming and left me feeling incredibly grateful.

تجربه‌ای بود که زندگی‌افزایی بود و من را به شدت قانع کرد.

her life-affirming philosophy focused on kindness and compassion.

فیلوزوفی زندگی‌افزای او روی زیبایی و مهربانی متمرکز بود.

witnessing their resilience was a truly life-affirming moment.

گواهی از مقاومت آن‌ها یک لحظه واقعی زندگی‌افزای بود.

the artist's work is life-affirming, celebrating the beauty of nature.

کار هنرمند زندگی‌افزایی است که زیبایی طبیعت را جشن می‌گیرد.

spending time with loved ones is a life-affirming practice for many.

گذراندن زمان با عزیزان برای بسیاری یک روش زندگی‌افزایی است.

the music had a life-affirming quality, lifting spirits and inspiring hope.

موزیک کیفیتی زندگی‌افزایی داشت که روح را بالا می‌برد و امید را الهام می‌بخشد.

volunteering provided a life-affirming sense of purpose and connection.

خدمت به دیگران احساس هدف و ارتباطی زندگی‌افزایی را فراهم می‌کند.

their life-affirming commitment to social justice is truly admirable.

پیوستگی زندگی‌افزایی آن‌ها به عدالت اجتماعی واقعاً قابل تحسین است.

the simple act of kindness proved to be surprisingly life-affirming.

عمل ساده‌ای از مهربانی به‌طور شگفت‌آوری زندگی‌افزایی ثابت شد.

she found life-affirming joy in her grandchildren's laughter.

او لذت زندگی‌افزایی را در خنده نوه‌هایش پیدا کرد.

the vibrant colors of the sunset were deeply life-affirming.

رنگ‌های زنده غروب خورشید به‌طور عمیقی زندگی‌افزایی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید