lusts

[ایالات متحده]/[lʌsts]/
[بریتانیا]/[lʌsts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به داشتن یا احساس کردن میل شدید یا هوس.
n. میل‌های شدید یا هوس‌ها، به‌ویژه برای ارضای جنسی؛ میل یا اشتیاق داغ.

عبارات و ترکیب‌ها

fulfilling lusts

برآوردن هوس‌ها

abandoning lusts

ترک کردن هوس‌ها

worldly lusts

هوس‌های دنیوی

sinful lusts

هوس‌های گناهکارانه

temporal lusts

هوس‌های زمانی

resisting lusts

مقاوم کردن هوس‌ها

overcoming lusts

غلبه بر هوس‌ها

pursuing lusts

دنبال کردن هوس‌ها

quenching lusts

خاموش کردن هوس‌ها

yielding to lusts

تسلیم شدن به هوس‌ها

جملات نمونه

the advertisement played on people's lusts for luxury goods.

تبلیغ از میل مردم به کالاهای لوکس استفاده می‌کرد.

he struggled against his lusts and tried to live a virtuous life.

او با امیال خود مبارزه کرد و سعی کرد زندگی با فضیلت داشته باشد.

the preacher warned against the dangers of unchecked lusts.

واعظ در مورد خطرات امیال رام‌نشدنی هشدار داد.

her novel explored the destructive power of lusts and ambition.

رمان او به بررسی قدرت مخرب امیال و جاه‌طلبی پرداخت.

he renounced all worldly lusts and became a monk.

او از تمام امیال دنیوی دست کشید و راهب شد.

the film depicted the dark side of lusts and obsession.

فیلم نمایشی از جنبه تاریک امیال و وسواس بود.

the sermon focused on overcoming sinful lusts through faith.

خطبه بر غلبه بر امیال گناهکارانه از طریق ایمان متمرکز بود.

the poet wrote about the fleeting nature of earthly lusts.

شاعر در مورد طبیعت زودگذر امیال دنیوی نوشت.

she felt a pang of guilt over her past lusts.

او از امیال گذشته خود احساس گناه کرد.

the philosopher argued that lusts were a source of suffering.

فيلسوف استدلال کرد که امیال منبع رنج هستند.

he found peace by rejecting material lusts.

او با رد امیال مادی آرامش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید