nonintrusively monitor
بهصورت غیرمداخلهای نظارت کن
nonintrusively observe
بهصورت غیرمداخلهای مشاهده کن
nonintrusively collect
بهصورت غیرمداخلهای جمعآوری کن
nonintrusively gather
بهصورت غیرمداخلهای جمعآوری کن
nonintrusively track
بهصورت غیرمداخلهای دنبال کن
the new security system monitors visitors nonintrusively using advanced sensors that detect movement without recording identifiable information.
سیستم امنیتی جدید با استفاده از حسگرهای پیشرفته به طور غیرمداخلهای بازدیدکنندگان را نظارت میکند و حرکت را تشخیص میدهد بدون ثبت اطلاعات شناسایی.
researchers observe animal behavior nonintrusively in their natural habitat to ensure accurate data collection without causing stress.
پژوهشگران رفتار حیوانات را در محیط طبیعیشان به طور غیرمداخلهای مشاهده میکنند تا جمعآوری دادههای دقیق را بدون ایجاد استرس تضمین کنند.
the smartphone app collects user data nonintrusively to improve personalization features while respecting privacy boundaries.
اپلیکیشن گوشی هوشمند دادههای کاربر را به طور غیرمداخلهای جمعآوری میکند تا ویژگیهای شخصیسازی را بهبود بخشد در حالی که مرزهای حریم خصوصی را احترام میگذارد.
modern furniture blends nonintrusively into traditional decor, creating a harmonious aesthetic that respects historical elements.
مبلمان مدرن به طور غیرمداخلهای با دکوراسیون سنتی ترکیب میشود، زیبایی هماهنگی ایجاد میکند که عناصر تاریخی را احترام میگذارد.
skilled teachers intervene nonintrusively when students need guidance, offering support without disrupting classroom dynamics.
معلمان ماهر وقتی دانشآموزان نیاز به راهنمایی دارند به طور غیرمداخلهای مداخله میکنند و حمایت میکنند بدون اینکه دینامیک کلاس درس را به هم میزند.
the new software integrates nonintrusively with existing infrastructure, requiring minimal modifications to current systems.
نرمافزار جدید به طور غیرمداخلهای با زیرساختهای موجود ادغام میشود، نیاز به تغییرات کمی در سیستمهای فعلی دارد.
healthcare workers monitor patients nonintrusively through wearable devices that track vital signs continuously.
کارکنان بهداشت و درمان به طور غیرمداخلهای بیماران را از طریق دستگاههای قابل ارتدفاعی نظارت میکنند که علامتهای حیاتی را به طور مداوم ردیابی میکنند.
the customer feedback system gathers opinions nonintrusively using anonymous surveys and behavioral analysis.
سیستم بازخورد مشتری نظرات را به طور غیرمداخلهای با استفاده از پرسشنامههای ناشناس و تحلیل رفتار جمعآوری میکند.
talented architects design structures that fit nonintrusively into the surrounding landscape, minimizing environmental impact.
معماران ماهر ساختارهایی طراحی میکنند که به طور غیرمداخلهای در محیط اطراف جای میگیرند، تأثیر محیطی را به حداقل میرسانند.
the surveillance camera operates nonintrusively in public spaces, recording footage without alerting individuals to its presence.
دوربین نظارت در فضاهای عمومی به طور غیرمداخلهای کار میکند، فیلمبرداری میکند بدون اینکه افراد را در مورد حضورش آگاه کند.
experienced diplomats interact nonintrusively with foreign officials, building relationships through subtle communication strategies.
دیپلماتهای تجربهدار به طور غیرمداخلهای با مقامات خارجی تعامل میکنند، روابط را از طریق استراتژیهای ارتباطی ظریف ساخته میکنند.
environmental scientists study fragile ecosystems nonintrusively using drone technology that avoids disturbing wildlife.
دانشمندان محیط زیست با استفاده از فناوری هواپیماهای بدون سرپرستی که حیات وحش را به هم نمیزند، سیستمهای اکولوژیکی نازک را به طور غیرمداخلهای مطالعه میکنند.
nonintrusively monitor
بهصورت غیرمداخلهای نظارت کن
nonintrusively observe
بهصورت غیرمداخلهای مشاهده کن
nonintrusively collect
بهصورت غیرمداخلهای جمعآوری کن
nonintrusively gather
بهصورت غیرمداخلهای جمعآوری کن
nonintrusively track
بهصورت غیرمداخلهای دنبال کن
the new security system monitors visitors nonintrusively using advanced sensors that detect movement without recording identifiable information.
سیستم امنیتی جدید با استفاده از حسگرهای پیشرفته به طور غیرمداخلهای بازدیدکنندگان را نظارت میکند و حرکت را تشخیص میدهد بدون ثبت اطلاعات شناسایی.
researchers observe animal behavior nonintrusively in their natural habitat to ensure accurate data collection without causing stress.
پژوهشگران رفتار حیوانات را در محیط طبیعیشان به طور غیرمداخلهای مشاهده میکنند تا جمعآوری دادههای دقیق را بدون ایجاد استرس تضمین کنند.
the smartphone app collects user data nonintrusively to improve personalization features while respecting privacy boundaries.
اپلیکیشن گوشی هوشمند دادههای کاربر را به طور غیرمداخلهای جمعآوری میکند تا ویژگیهای شخصیسازی را بهبود بخشد در حالی که مرزهای حریم خصوصی را احترام میگذارد.
modern furniture blends nonintrusively into traditional decor, creating a harmonious aesthetic that respects historical elements.
مبلمان مدرن به طور غیرمداخلهای با دکوراسیون سنتی ترکیب میشود، زیبایی هماهنگی ایجاد میکند که عناصر تاریخی را احترام میگذارد.
skilled teachers intervene nonintrusively when students need guidance, offering support without disrupting classroom dynamics.
معلمان ماهر وقتی دانشآموزان نیاز به راهنمایی دارند به طور غیرمداخلهای مداخله میکنند و حمایت میکنند بدون اینکه دینامیک کلاس درس را به هم میزند.
the new software integrates nonintrusively with existing infrastructure, requiring minimal modifications to current systems.
نرمافزار جدید به طور غیرمداخلهای با زیرساختهای موجود ادغام میشود، نیاز به تغییرات کمی در سیستمهای فعلی دارد.
healthcare workers monitor patients nonintrusively through wearable devices that track vital signs continuously.
کارکنان بهداشت و درمان به طور غیرمداخلهای بیماران را از طریق دستگاههای قابل ارتدفاعی نظارت میکنند که علامتهای حیاتی را به طور مداوم ردیابی میکنند.
the customer feedback system gathers opinions nonintrusively using anonymous surveys and behavioral analysis.
سیستم بازخورد مشتری نظرات را به طور غیرمداخلهای با استفاده از پرسشنامههای ناشناس و تحلیل رفتار جمعآوری میکند.
talented architects design structures that fit nonintrusively into the surrounding landscape, minimizing environmental impact.
معماران ماهر ساختارهایی طراحی میکنند که به طور غیرمداخلهای در محیط اطراف جای میگیرند، تأثیر محیطی را به حداقل میرسانند.
the surveillance camera operates nonintrusively in public spaces, recording footage without alerting individuals to its presence.
دوربین نظارت در فضاهای عمومی به طور غیرمداخلهای کار میکند، فیلمبرداری میکند بدون اینکه افراد را در مورد حضورش آگاه کند.
experienced diplomats interact nonintrusively with foreign officials, building relationships through subtle communication strategies.
دیپلماتهای تجربهدار به طور غیرمداخلهای با مقامات خارجی تعامل میکنند، روابط را از طریق استراتژیهای ارتباطی ظریف ساخته میکنند.
environmental scientists study fragile ecosystems nonintrusively using drone technology that avoids disturbing wildlife.
دانشمندان محیط زیست با استفاده از فناوری هواپیماهای بدون سرپرستی که حیات وحش را به هم نمیزند، سیستمهای اکولوژیکی نازک را به طور غیرمداخلهای مطالعه میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید