onrushes

[ایالات متحده]/ˈɒn.rʌʃ.ɪz/
[بریتانیا]/ˈɑn.rʌʃ.ɪz/

ترجمه

n. حمله یا هجوم ناگهانی; جریان آب

عبارات و ترکیب‌ها

onrushes of water

جریان‌های آب

onrushes of emotion

جریان‌های احساسات

onrushes of wind

جریان‌های باد

onrushes of people

جریان‌های مردم

onrushes of sound

جریان‌های صدا

onrushes of energy

جریان‌های انرژی

onrushes of ideas

جریان‌های ایده

onrushes of traffic

جریان‌های ترافیک

onrushes of laughter

جریان‌های خنده

onrushes of time

جریان‌های زمان

جملات نمونه

the onrushes of water flooded the streets during the storm.

جلوه‌های پیش‌روی آب، خیابان‌ها را در طول طوفان آب گرفت.

she felt the onrushes of excitement as the concert began.

او با شروع کنسرت، احساسات هیجان‌انگیز را تجربه کرد.

the onrushes of fans at the event created a chaotic scene.

جلوه‌های پیش‌روی طرفداران در رویداد، صحنه‌ای آشفته ایجاد کرد.

he was overwhelmed by the onrushes of memories from his childhood.

او تحت تأثیر خاطرات دوران کودکی خود قرار گرفت.

the onrushes of emotions made it hard for her to speak.

جلوه‌های احساسات باعث شد صحبت کردن برای او دشوار باشد.

during the race, the onrushes of adrenaline pushed him to run faster.

در طول مسابقه، جلوه‌های پیش‌روی آدرنالین او را به دویدن سریع‌تر تشویق کرد.

the onrushes of wind knocked over the garden furniture.

جلوه‌های پیش‌روی باد، وسایل باغ را واژگون کرد.

as the deadline approached, the onrushes of stress became unbearable.

با نزدیک شدن به مهلت مقرر، جلوه‌های پیش‌روی استرس طاقت‌فرسا شد.

the onrushes of creativity inspired her to start painting again.

جلوه‌های پیش‌روی خلاقیت الهام بخشید تا دوباره شروع به نقاشی کند.

he experienced onrushes of joy when he saw his family again.

وقتی دوباره خانواده‌اش را دید، احساسات شادی را تجربه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید