overshadowed

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈʃædəʊd/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈʃædoʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را تاریک یا کمتر قابل مشاهده کردن؛ چیزی را غمگین کردن؛ چیزی را ناخوشایند کردن یا لذت را کاهش دادن؛ کسی یا چیزی را کمتر چشمگیر نشان دادن

عبارات و ترکیب‌ها

overshadowed by

به سایه افتادن

overshadowed the moment

لحظه را تحت‌الشعاع قرار داد

overshadowed his achievements

به دستاوردهای او سایه انداخت

overshadowed by doubt

به سایه تردید

overshadowed by events

به سایه رویدادها

overshadowed by tragedy

به سایه تراژدی

overshadowed by concerns

به سایه نگرانی‌ها

overshadowed by success

به سایه موفقیت

overshadowed by fear

به سایه ترس

overshadowed by competition

به سایه رقابت

جملات نمونه

the bright sun overshadowed the stars in the sky.

خورشید درخشان، ستارگان را در آسمان پنهان کرد.

the new policy overshadowed the previous regulations.

سیاست جدید، مقررات قبلی را تحت الشعاع قرار داد.

her achievements were overshadowed by the scandal.

دستاوردهای او توسط رسوایی تحت الشعاع قرار گرفت.

the team's victory was overshadowed by injuries.

پیروزی تیم توسط آسیب‌دیدگی‌ها تحت الشعاع قرار گرفت.

the beauty of the landscape was overshadowed by the storm.

زیبایی منظره توسط طوفان تحت الشعاع قرار گرفت.

his kindness was overshadowed by his harsh words.

مهربانی او توسط سخنان تندش تحت الشعاع قرار گرفت.

the festival was overshadowed by the tragic event.

جشنواره توسط حادثه تراژیک تحت الشعاع قرار گرفت.

her talent was overshadowed by her lack of confidence.

استعداد او توسط فقدان اعتماد به نفسش تحت الشعاع قرار گرفت.

the success of the project was overshadowed by budget cuts.

موفقیت پروژه توسط کاهش بودجه تحت الشعاع قرار گرفت.

the joy of the occasion was overshadowed by sadness.

شادی مناسبت توسط غم و اندوه تحت الشعاع قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید