tear-stained

[ایالات متحده]/[tɪəˈsteɪnd]/
[بریتانیا]/[ˈtɪərˌsteɪnd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از آبدیدگی یا دمک‌های چشمان؛ دارای دمک چشم؛ نشانه‌هایی از گریه داشتن؛ گریه‌کننده.

عبارات و ترکیب‌ها

tear-stained face

چهره چرونا

tear-stained letter

نامه چرونا

tear-stained cheeks

گوشی چرونا

tear-stained eyes

چشمان چرونا

tear-stained page

صفحه چرونا

tear-stained hands

دست‌های چرونا

tear-stained cloth

پارچه چرونا

tear-stained pillow

تکیه‌گاه چرونا

tear-stained photograph

عکس چرونا

tear-stained memory

یادآوری چرونا

جملات نمونه

she looked at the departing train with tear-stained eyes.

او با چشمان چرونا از قطاری که دویده بود نگاه کرد.

a tear-stained letter revealed his deep sadness.

نامه‌ای که چرونا بود، غم عمیق او را آشکار کرد.

the child’s tear-stained face showed his disappointment.

چهره‌ای که چرونا بود، ناامیدی او را نشان داد.

after the movie, her face was tear-stained and red.

پس از فیلم، چهره‌اش چرونا و قرمز بود.

he held her hand, noticing her tear-stained cheeks.

او دستش را گرفت و چرونا گونه‌هایش را متوجه شد.

the tear-stained photograph brought back painful memories.

عکس چرونا یادآوری دردناکی را به یاد آورد.

despite her tear-stained appearance, she remained strong.

در حالی که ظاهر چرونا داشت، او باز هم قوی ماند.

he wiped away her tear-stained face with gentle hands.

او با دستان مهربان چهره‌اش که چرونا بود را پاک کرد.

the news report left her with a tear-stained expression.

گزارش خبر باعث شد که چهره‌اش چرونا شود.

a tear-stained goodbye marked the end of their journey.

وداع چرونا، پایان سفر آن‌ها را نشان داد.

she stared at the screen, her face tear-stained and pale.

او به صفحه نگاه می‌کرد، چهره‌اش چرونا و خاکستری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید