unamiably

[ایالات متحده]/ʌnˈeɪmɪəbli/
[بریتانیا]/ʌnˈeɪmɪəbli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که دوستانه یا مهربانانه نیست؛ دوستانه ناکردنی

عبارات و ترکیب‌ها

behaving unamiably

رفتار نامطلوب

responded unamiably

پاسخ نامطلوب

spoke unamiably

گفتار نامطلوب

acting unamiably

عملکرد نامطلوب

treated unamiably

درمان نامطلوب

جملات نمونه

the neighbors chatted amiably over the garden fence about their shared love of gardening.

همسایه‌ها به طور دوستانه از طریق راهپیمایی گچی درباره علاقه مشترکشان به گیاهان صحبت می‌کردند.

the diplomats discussed the treaty amiably despite their initial disagreements on trade policies.

دیپلمات‌ها به طور دوستانه در مورد معاهده بحث کردند، با وجود اختلافات اولیه‌شان در سیاست‌های تجاری.

she smiled amiably at the stranger who had accidentally bumped into her on the crowded street.

او به طور دوستانه به گردشگری که به طور اتفاقی در خیابان پر گردشگر به او برخورد کرده بود، لبخند زد.

the colleagues agreed amiably on the new project timeline during their morning meeting.

همکاران به طور دوستانه در مورد زمان‌بندی پروژه جدید در جلسه صبحی‌شان توافق کردند.

the ex-spouses parted amiably after signing the divorce papers, maintaining respect for each other.

پس از امضای فرایند طلاق، همسران قدیم به طور دوستانه از هم جدا شدند و احترام متقابل را حفظ کردند.

the tour guide greeted the tourists amiably and explained the historical significance of the ancient ruins.

راینگر به گردشگران به طور دوستانه خوش‌آمد گفت و اهمیت تاریخی باقی‌مانده‌های باستانی را توضیح داد.

the business partners conversed amiably over lunch about their expanding venture in international markets.

شریک‌های کسب و کار در ناهار به طور دوستانه در مورد گسترش کسب و کارشان در بازارهای بین‌المللی گفتگو کردند.

the teacher dismissed the class amiably after an engaging and productive lesson on classical literature.

پس از یک درس جذاب و تولیدی درباره ادبیات کلاسیک، معلم به طور دوستانه کلاس را پایان داد.

the siblings argued but resolved their conflict amiably before the family dinner celebration began.

برادر و خواهر در اختلاف داشتند اما قبل از شروع جشن غذای خانوادگی به طور دوستانه اختلافشان را حل کردند.

the committee members debated the proposal amiably before reaching a unanimous decision on the budget allocation.

اعضای کمیته به طور دوستانه پیشنهاد را بحث کردند قبل از اینکه در مورد تخصیص بودجه تصمیم یک‌گانه بگیرند.

the customer service representative handled the complaint amiably and offered a satisfactory solution to the frustrated caller.

کارگزار خدمات مشتری به طور دوستانه شکایت را مدیریت کرد و به فراخوانی ناراحت شده یک راه‌حل رضایت‌بخش ارائه داد.

the competing teams shook hands amiably after the championship match, demonstrating good sportsmanship despite the intense rivalry.

تیم‌های رقیب پس از بازی فینال به طور دوستانه دست‌هایشان را با هم دادند، نشان دادن روحیه ورزشی خوب با وجود رقابت شدید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید