uncreatively

[ایالات متحده]/[ʌnˈkriːtɪvli]/
[بریتانیا]/[ʌnˈkriːtɪvli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که خلاقانه نیست؛ بدون نوآوری.؛ بدون خيال یا نوآوری.

عبارات و ترکیب‌ها

uncreatively designed

طراحی خلاقانه نکردن

doing uncreatively

کردن خلاقانه نکردن

uncreatively written

نوشته شدن خلاقانه نکردن

uncreatively solved

حل شدن خلاقانه نکردن

uncreatively performed

اجرا شدن خلاقانه نکردن

uncreatively presented

ارائه شدن خلاقانه نکردن

uncreatively speaking

گفتن خلاقانه نکردن

uncreatively acted

بازی کردن خلاقانه نکردن

uncreatively creating

ایجاد کردن خلاقانه نکردن

uncreatively thinking

فکر کردن خلاقانه نکردن

جملات نمونه

the marketing team uncreatively rebranded the product with a generic blue logo.

تیم بازاریابی به طور خلاقانه‌ای محصول را با یک لوگوی آبی عمومیت‌یافته بازبرند کرد.

he uncreatively recycled the same tired jokes throughout the entire presentation.

او به طور خلاقانه‌ای در سراسر ارائه‌ی کامل جک‌های خسته‌کننده‌ی یکسان را تکرار کرد.

the author uncreatively filled the novel with predictable plot twists and clichés.

نویسنده به طور خلاقانه‌ای رمان را با پیچ‌ها و سوگونه‌های پیش‌بینی‌شده پر کرد.

the band uncreatively copied the style of a more established artist.

گروه موسیقی به طور خلاقانه‌ای سبک یک هنرمند معتبرتر را کپی کرد.

the designers uncreatively used stock photos in the brochure.

طراحان به طور خلاقانه‌ای عکس‌های استک در فروشگاه استفاده کردند.

the politician uncreatively delivered a speech filled with empty promises.

سیاستمدار به طور خلاقانه‌ای یک سخنرانی پر از وعده‌های خالی را ارائه کرد.

the company uncreatively responded to the crisis with a standard press release.

شرکت به طور خلاقانه‌ای با یک اعلامیه‌ی استاندارد به بحران پاسخ داد.

the student uncreatively answered the question with a direct quote from the textbook.

دانش‌آموز به طور خلاقانه‌ای پاسخ سوال را با یک نقل‌قول مستقیم از کتاب درسی ارائه کرد.

the chef uncreatively prepared a bland and uninspired dish.

چef به طور خلاقانه‌ای یک غذای بی‌طعم و بدون الهام را آماده کرد.

the startup uncreatively launched a "me too" product with no unique features.

شرکت نوپا به طور خلاقانه‌ای یک محصول "من هم" با ویژگی‌های منحصر به فردی را راه‌اندازی کرد.

the architect uncreatively designed a boxy and unremarkable building.

معمار به طور خلاقانه‌ای یک ساختمان مربعی و بی‌چرایی را طراحی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید