unemotionally speaking
بدون احساسات
unemotionally accepted
بدون احساسات پذیرفته شد
unemotionally delivered
بدون احساسات تحویل داده شد
unemotionally observed
بدون احساسات مشاهده شد
unemotionally reacted
بدون احساسات واکنش نشان داد
unemotionally stated
بدون احساسات بیان شد
unemotionally handled
بدون احساسات مدیریت شد
unemotionally reported
بدون احساسات گزارش شد
unemotionally assessed
بدون احساسات ارزیابی شد
unemotionally presented
بدون احساسات ارائه شد
he unemotionally accepted the bad news, showing no signs of distress.
او با بیاحساسی خبر بد را پذیرفت و هیچ نشانه ای از ناراحتی نشان نداد.
the witness unemotionally recounted the events, sticking to the facts.
شهود بیاحساساً وقایع را بازگو کرد و به حقایق پایبند ماند.
she unemotionally observed the chaotic scene, taking notes meticulously.
او صحنه آشفته را با بیاحساسی مشاهده کرد و با دقت یادداشتبرداری کرد.
the robot unemotionally performed its programmed tasks, regardless of the situation.
ربات وظایف برنامه ریزی شده خود را با بیاحساسی انجام داد، صرف نظر از شرایط.
he unemotionally analyzed the data, searching for patterns and trends.
او داده ها را با بیاحساسی تجزیه و تحلیل کرد و به دنبال الگوها و روندها بود.
the judge unemotionally delivered the verdict, maintaining a professional demeanor.
قاضی با بیاحساسی حکم را صادر کرد و رفتاری حرفهای حفظ کرد.
she unemotionally responded to the insult with a simple, "that's your opinion."
او با بیاحساسی به توهین پاسخ داد و گفت: "این نظر شماست."
the scientist unemotionally documented the experiment's results, even when unexpected.
دانشمند نتایج آزمایش را با بیاحساسی مستند کرد، حتی زمانی که غیرمنتظره بود.
he unemotionally walked away from the argument, choosing to avoid confrontation.
او با بیاحساسی از بحث دور شد و تصمیم گرفت از رویارویی اجتناب کند.
the ai unemotionally processed the request, providing a logical response.
هوش مصنوعی درخواست را با بیاحساسی پردازش کرد و پاسخ منطقی ارائه داد.
she unemotionally filed the paperwork, ensuring all details were accurate.
او مدارک را با بیاحساسی ثبت کرد و اطمینان حاصل کرد که تمام جزئیات دقیق هستند.
unemotionally speaking
بدون احساسات
unemotionally accepted
بدون احساسات پذیرفته شد
unemotionally delivered
بدون احساسات تحویل داده شد
unemotionally observed
بدون احساسات مشاهده شد
unemotionally reacted
بدون احساسات واکنش نشان داد
unemotionally stated
بدون احساسات بیان شد
unemotionally handled
بدون احساسات مدیریت شد
unemotionally reported
بدون احساسات گزارش شد
unemotionally assessed
بدون احساسات ارزیابی شد
unemotionally presented
بدون احساسات ارائه شد
he unemotionally accepted the bad news, showing no signs of distress.
او با بیاحساسی خبر بد را پذیرفت و هیچ نشانه ای از ناراحتی نشان نداد.
the witness unemotionally recounted the events, sticking to the facts.
شهود بیاحساساً وقایع را بازگو کرد و به حقایق پایبند ماند.
she unemotionally observed the chaotic scene, taking notes meticulously.
او صحنه آشفته را با بیاحساسی مشاهده کرد و با دقت یادداشتبرداری کرد.
the robot unemotionally performed its programmed tasks, regardless of the situation.
ربات وظایف برنامه ریزی شده خود را با بیاحساسی انجام داد، صرف نظر از شرایط.
he unemotionally analyzed the data, searching for patterns and trends.
او داده ها را با بیاحساسی تجزیه و تحلیل کرد و به دنبال الگوها و روندها بود.
the judge unemotionally delivered the verdict, maintaining a professional demeanor.
قاضی با بیاحساسی حکم را صادر کرد و رفتاری حرفهای حفظ کرد.
she unemotionally responded to the insult with a simple, "that's your opinion."
او با بیاحساسی به توهین پاسخ داد و گفت: "این نظر شماست."
the scientist unemotionally documented the experiment's results, even when unexpected.
دانشمند نتایج آزمایش را با بیاحساسی مستند کرد، حتی زمانی که غیرمنتظره بود.
he unemotionally walked away from the argument, choosing to avoid confrontation.
او با بیاحساسی از بحث دور شد و تصمیم گرفت از رویارویی اجتناب کند.
the ai unemotionally processed the request, providing a logical response.
هوش مصنوعی درخواست را با بیاحساسی پردازش کرد و پاسخ منطقی ارائه داد.
she unemotionally filed the paperwork, ensuring all details were accurate.
او مدارک را با بیاحساسی ثبت کرد و اطمینان حاصل کرد که تمام جزئیات دقیق هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید