unpersuaded

[ایالات متحده]/ʌn.pəˈsweɪ.dɪd/
[بریتانیا]/ʌn.pərˈsweɪ.dɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قانع نشده یا تحت تأثیر قرار نگرفته

عبارات و ترکیب‌ها

unpersuaded audience

گروه شنوندگان متقاعد نشده

unpersuaded voters

آرایندهای که متقاعد نشده‌اند

unpersuaded witnesses

شهود متقاعد نشده

unpersuaded parties

طرف‌های متقاعد نشده

unpersuaded critics

منتقدان متقاعد نشده

unpersuaded listeners

گوش‌دهندگان متقاعد نشده

unpersuaded individuals

افراد متقاعد نشده

unpersuaded group

گروه متقاعد نشده

unpersuaded stakeholders

ذینفعان متقاعد نشده

unpersuaded team

تیم متقاعد نشده

جملات نمونه

despite his efforts, she remained unpersuaded by his arguments.

با وجود تلاش‌های او، او قانع نشد.

the jury was unpersuaded by the evidence presented.

هيئت منصفه تحت تأثیر مدارک ارائه شده قرار نگرفت.

he felt unpersuaded after listening to the sales pitch.

او پس از گوش دادن به معرفی محصول، احساس کرد که قانع نشده است.

she remained unpersuaded, despite the testimonials.

او با وجود نظرات مثبت، قانع نشد.

the audience was largely unpersuaded by the speaker's claims.

گوشندگان تا حد زیادی تحت تأثیر ادعاهای سخنران قرار نگرفتند.

his friends were unpersuaded by his decision to quit his job.

دوستانش تحت تأثیر تصمیم او برای ترک شغلش قرار نگرفتند.

even after the presentation, many remained unpersuaded.

حتی پس از ارائه، بسیاری قانع نشدند.

she was unpersuaded by his charm and remained cautious.

او تحت تأثیر جذابیت او قرار نگرفت و محتاط ماند.

the committee was unpersuaded by the proposed changes.

کمیته تحت تأثیر تغییرات پیشنهادی قرار نگرفت.

he stayed unpersuaded, holding on to his original beliefs.

او همچنان مصمم ماند و به باورهای اصلی خود پایبند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید