unresourcefully

[ایالات متحده]/ˌʌnrɪˈzɔːsfəli/
[بریتانیا]/ˌʌnrɪˈzɔːrsfəli/

ترجمه

عبارات و ترکیب‌ها

unresourcefully handled

برخورد ناکارآمد

unresourcefully managed

مدیریت ناکارآمد

unresourcefully dealt

تعامل ناکارآمد

unresourcefully responded

پاسخ ناکارآمد

unresourcefully reacting

واکنش ناکارآمد

جملات نمونه

he responded unresourcefully under pressure and missed the obvious solution.

او در برابر فشار به طور ناکارآمد پاسخ داد و راه‌حل واضح را گم کرد.

the team acted unresourcefully during the outage and let small problems snowball.

تیم در حین خطا به طور ناکارآمد عمل کرد و مشکلات کوچک را به بزرگترین مشکلات تبدیل کرد.

she handled the complaint unresourcefully and repeated the same script.

او شکوایت را به طور ناکارآمد مدیریت کرد و از یک دستورالعمل تکرار کرد.

they approached the negotiation unresourcefully and gave up leverage too early.

آنها در مذاکره به طور ناکارآمد رویکردی داشتند و زودتر از آنچه باید، قدرت خود را تسلیم کردند.

he managed the project unresourcefully and stalled whenever plans changed.

او پروژه را به طور ناکارآمد مدیریت کرد و هر زمانی که برنامه‌ها تغییر کرد، تاخیر داد.

she tackled the assignment unresourcefully and waited for step by step instructions.

او به طور ناکارآمد به کار داده شده پرداخت و منتظر دستورالعمل گام به گام بود.

the operator dealt with the error unresourcefully and rebooted without diagnosing anything.

اپراتور با خطا به طور ناکارآمد برخورد کرد و بدون تشخیص هر چیزی، دوباره راه‌اندازی کرد.

he coped unresourcefully with the delay and complained instead of adapting.

او با تاخیر به طور ناکارآمد برخورد کرد و به جای تطبیق، شکایت کرد.

the interns worked unresourcefully, relying on templates for every decision.

استادی‌ها به طور ناکارآمد کار کردند و در تمام تصمیمات به الگوهای اعتماد کردند.

she planned the trip unresourcefully and panicked when trains were canceled.

او سفر را به طور ناکارآمد برنامه‌ریزی کرد و وقتی قطارها لغو شدند، ناراحت شد.

he communicated unresourcefully in the meeting and avoided proposing alternatives.

او در جلسه به طور ناکارآمد ارتباط برقرار کرد و از ارائه جایگزین‌ها پرهیز کرد.

the manager led unresourcefully, offering excuses instead of options.

مدیر به طور ناکارآمد رهبری کرد و به جای گزینه‌ها، عذر داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید