warmheartedness

[ایالات متحده]/wɔːmˈhɑːtɪdnəs/
[بریتانیا]/wɔrmˈhɑːrtɪdnəs/

ترجمه

n. گرمی و دوستی صادقانه؛ نگاه گرم و دوستی نسبت به دیگران؛ انگیزه؛ گرمی در انجام کار.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

show warmheartedness

نمایش مهربانی

with warmheartedness

با مهربانی

act of warmheartedness

عمل مهربانی

true warmheartedness

مهربانی واقعی

great warmheartedness

مهربانی بزرگ

جملات نمونه

her genuine warmheartedness made everyone feel welcome immediately.

صادقانه گرم دلی او باعث می‌شد که هر کسی فوراً احساس خوش آمدیدن کند.

the volunteers showed great warmheartedness toward the refugees.

مددکاران گرم دلی زیادی نسبت به پناه‌گیران نشان دادند.

we appreciated the warmheartedness of our hosts during the holiday.

ما گرم دلی میزبانانمان در طول تعطیلات را قدر دانستیم.

acts of warmheartedness can truly brighten a stranger's day.

کارهای گرم دلی می‌تواند روز یک ناشناخته را واقعاً روشن کند.

the story is a beautiful example of human warmheartedness and compassion.

این داستان یک نمونه زیبای گرم دلی و مercy انسانی است.

people are drawn to him because of his natural warmheartedness.

مردم به او جذب می‌شوند به دلیل گرم دلی طبیعی او.

expressing warmheartedness is essential for building strong relationships.

بیان گرم دلی برای ایجاد روابط قوی ضروری است.

the community is known for its generosity and warmheartedness.

این جامعه به دلیل لطف و گرم دلی‌اش معروف است.

she displayed such warmheartedness when caring for the sick animals.

او چنین گرم دلی را نشان داد وقتی حیوانات بیمار را مراقبت می‌کرد.

nothing compares to the comfort of a mother’s warmheartedness.

هیچ چیزی به راحتی گرم دلی مادر نمی‌رسد.

let us treat our neighbors with warmheartedness and respect.

ما باید همسایگانمان را با گرم دلی و احترام درآوریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید