spoke abrasively
خشن گفت
argued abrasively
خشن مذاکره کرد
behaving abrasively
خشن رفتار کردن
sounded abrasively
خشن صدا داد
criticized abrasively
خشن انتقاد کرد
reacted abrasively
خشن واکنش نشان داد
questioned abrasively
خشن سوال کرد
challenged abrasively
خشن چالش گرفت
confronted abrasively
خشن مواجه شد
commented abrasively
خشن دیدگاه گفت
he argued abrasively with the referee about the call.
او به صورت تیز و حاد با داور در مورد این تصمیم میخواست بحث کند.
the critic reviewed the film abrasively, pointing out its flaws.
کارگذار به صورت تیز و حاد فیلم را بررسی کرد و عیوب آن را اشاره کرد.
she confronted him abrasively about his repeated absences.
او به صورت تیز و حاد با او در مورد غیبتهای تکراری او مواجهه کرد.
the politician spoke abrasively during the debate, attacking his opponent.
سیاستمدار در میان بحثهای سخت به طور تیز و حاد با حریف خود میخواست بحث کند.
the sandpaper smoothed the wood abrasively.
کاغذ سمباده به صورت تیز و حاد چوب را صیقل داد.
the wind whipped the sand abrasively against the windows.
باد ریزش ماسه را به صورت تیز و حاد به پنجرهها میکشید.
the manager addressed the team abrasively after the disappointing loss.
مدیر به صورت تیز و حاد به تیم سخن گفت پس از بازی ناامید کننده.
the machine ground the grain abrasively to create flour.
ماشین به صورت تیز و حاد غلات را ریزه کرد تا به دانه تبدیل شود.
the rough fabric felt abrasively against her skin.
پارچه خشن به صورت تیز و حاد در پوست او احساس میشد.
he defended his position abrasively, refusing to compromise.
او به صورت تیز و حاد موضع خود را دفاع کرد و به کاهش نمیپذیرد.
the chemicals reacted abrasively, creating a dangerous situation.
مواد شیمیایی به صورت تیز و حاد واکنش نشان دادند و یک موقعیت خطرناک ایجاد کردند.
spoke abrasively
خشن گفت
argued abrasively
خشن مذاکره کرد
behaving abrasively
خشن رفتار کردن
sounded abrasively
خشن صدا داد
criticized abrasively
خشن انتقاد کرد
reacted abrasively
خشن واکنش نشان داد
questioned abrasively
خشن سوال کرد
challenged abrasively
خشن چالش گرفت
confronted abrasively
خشن مواجه شد
commented abrasively
خشن دیدگاه گفت
he argued abrasively with the referee about the call.
او به صورت تیز و حاد با داور در مورد این تصمیم میخواست بحث کند.
the critic reviewed the film abrasively, pointing out its flaws.
کارگذار به صورت تیز و حاد فیلم را بررسی کرد و عیوب آن را اشاره کرد.
she confronted him abrasively about his repeated absences.
او به صورت تیز و حاد با او در مورد غیبتهای تکراری او مواجهه کرد.
the politician spoke abrasively during the debate, attacking his opponent.
سیاستمدار در میان بحثهای سخت به طور تیز و حاد با حریف خود میخواست بحث کند.
the sandpaper smoothed the wood abrasively.
کاغذ سمباده به صورت تیز و حاد چوب را صیقل داد.
the wind whipped the sand abrasively against the windows.
باد ریزش ماسه را به صورت تیز و حاد به پنجرهها میکشید.
the manager addressed the team abrasively after the disappointing loss.
مدیر به صورت تیز و حاد به تیم سخن گفت پس از بازی ناامید کننده.
the machine ground the grain abrasively to create flour.
ماشین به صورت تیز و حاد غلات را ریزه کرد تا به دانه تبدیل شود.
the rough fabric felt abrasively against her skin.
پارچه خشن به صورت تیز و حاد در پوست او احساس میشد.
he defended his position abrasively, refusing to compromise.
او به صورت تیز و حاد موضع خود را دفاع کرد و به کاهش نمیپذیرد.
the chemicals reacted abrasively, creating a dangerous situation.
مواد شیمیایی به صورت تیز و حاد واکنش نشان دادند و یک موقعیت خطرناک ایجاد کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید