ill-famed

[ایالات متحده]/[ˈɪl feɪmd]/
[بریتانیا]/[ˈɪl feɪmd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن شهرت بد؛ بدنام؛ ناشناخته؛ مبهم

عبارات و ترکیب‌ها

ill-famed pirate

دزد دریای بدنام

becoming ill-famed

در حال بدنام شدن

an ill-famed story

داستان بدنام

ill-famed deeds

کردارهای بدنام

was ill-famed

بدنام بود

ill-famed reputation

شهرت بدنام

ill-famed king

شاه بدنام

ill-famed villain

خبیث بدنام

ill-famed legacy

ارثیه بدنام

ill-famed place

محل بدنام

جملات نمونه

the ill-famed pirate captain was known throughout the caribbean.

سردبیر مشهور دزدان دریایی در سراسر کارائیب شناخته شده بود.

his ill-famed reputation preceded him, warning people to stay away.

شهرت بد او پیش از او بود و مردم را از دوری کردن آگاه می‌کرد.

the ill-famed hotel had numerous complaints about its service.

هتل بدنام شکایت‌های متعددی در مورد خدمات خود داشت.

an ill-famed scandal rocked the political establishment.

یک رسوایی بدنام، ساختار سیاسی را به تکان درآورد.

the ill-famed gangster controlled the city's underworld for years.

گانگستر بدنام سال‌ها کنترل دنیای زیرزمینی شهر را در دست داشت.

the company faced an ill-famed lawsuit over environmental damage.

شرکت با یک شکایت بدنام در مورد خسارت‌های زیست‌محیطی مواجه شد.

he became an ill-famed figure after the financial crisis.

او پس از بحران مالی به چهره‌ای بدنام تبدیل شد.

the ill-famed dictator was overthrown by the people.

حاکم بدنام توسط مردم سرنگون شد.

the ill-famed building was abandoned due to its history.

ساختمان بدنام به دلیل تاریخچه خود رها شده بود.

the ill-famed experiment resulted in disastrous consequences.

آزمایش بدنام منجر به عواقب فاجعه‌بار شد.

the ill-famed artist was controversial throughout his career.

هنرمند بدنام در طول دوران حرفه‌ای خود بحث‌برانگیز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید