inhibitingly

[ایالات متحده]/[ɪnˈhɪbɪtɪŋli]/
[بریتانیا]/[ɪnˈhɪbɪtɪŋli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که محدود یا بازدارنده است؛ به گونه‌ای که اقدام را ممانعت یا جلوگیری می‌کند؛ به گونه‌ای که احساسات یا ناخواسته‌ها را محدود یا بازدارنده می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

inhibitingly slow

آهسته کننده

inhibitingly quiet

خاموش کننده

inhibitingly obvious

очевидно гасить

inhibitingly awkward

خجالت‌انگیز

inhibitingly polite

مکلف کننده

inhibitingly formal

رسمی کننده

جملات نمونه

the constant interruptions were inhibitingly loud, making it difficult to concentrate.

در هر لحظه متوقف شدن‌های مداوم به طور محدود کننده صدا داشت و تمرکز را دشوار می‌کرد.

he spoke inhibitingly, pausing frequently and avoiding direct eye contact.

او به صورت محدود کننده صحبت می‌کرد، به طور مکرر متوقف می‌شد و از تماس نظری مستقیم جلوگیری می‌کرد.

the restrictive regulations felt inhibitingly bureaucratic and stifled innovation.

قوانین محدود کننده احساس می‌کردند که به طور محدود کننده بیروکراتیک هستند و نوآوری را محدود می‌کنند.

the sheer size of the project felt inhibitingly daunting to the new team.

حجم بزرگ پروژه به طور محدود کننده برای تیم جدید احساس ترس آور بود.

the negative feedback was inhibitingly critical, discouraging further attempts.

پیشخیزی منفی به طور محدود کننده منتقد بود و تلاش‌های بیشتر را تشویق نمی‌کرد.

the lack of resources proved inhibitingly limiting for the research project.

کمبود منابع به طور محدود کننده برای پروژه تحقیقاتی محدود کننده ثابت شد.

the complex rules were inhibitingly confusing, preventing participation.

قوانین پیچیده به طور محدود کننده سبب ایجاد سوء تفاهم شدند و شرکت را جلوگیری کردند.

the oppressive atmosphere was inhibitingly stifling, discouraging open discussion.

اتمسفر ستم‌آمیز به طور محدود کننده مهیج بود و بحث‌های باز را تشویق نمی‌کرد.

the outdated technology felt inhibitingly slow, hindering progress.

فناوری‌های قدیمی به طور محدود کننده کند احساس می‌شدند و پیشرفت را محدود می‌کردند.

the strict dress code felt inhibitingly formal for a casual gathering.

کد لباس سختگیرانه به طور محدود کننده برای یک جمع‌آوری غیررسمی رسمی احساس می‌شد.

the competitive environment was inhibitingly stressful for the students.

محیط رقابتی به طور محدود کننده برای دانش‌آموزان استرس‌زا بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید