loudmouth

[ایالات متحده]/ˈlaʊdmaʊθ/
[بریتانیا]/ˈlaʊdmaʊθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که خیلی صحبت می‌کند یا با صدای بلند صحبت می‌کند؛ شخصی که به شیوه‌ای بلند صحبت می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

loudmouth politician

سیاستمدار دهن‌به‌دهن

loudmouth friend

دوست دهن‌به‌دهن

loudmouth celebrity

سلبریتی دهن‌به‌دهن

loudmouth neighbor

همسایه دهن‌به‌دهن

loudmouth critic

منتقد دهن‌به‌دهن

loudmouth coworker

همکار دهن‌به‌دهن

loudmouth kid

بچه دهن‌به‌دهن

loudmouth speaker

سخنرانی دهن‌به‌دهن

loudmouth group

گروه دهن‌به‌دهن

loudmouth audience

بینندگان دهن‌به‌دهن

جملات نمونه

he's such a loudmouth; he can't keep a secret.

او خیلی پرحرف است؛ نمی‌تواند یک راز را حفظ کند.

my loudmouth friend always talks too much at parties.

دوست پرحرف من همیشه در مهمانی‌ها زیاد صحبت می‌کند.

being a loudmouth can get you into trouble.

پر حرف بودن می‌تواند شما را در دردسر بیاندازد.

she was labeled a loudmouth after her comments went viral.

او پس از انتشار نظراتش به عنوان یک پرحرف شناخته شد.

it's hard to have a quiet dinner with a loudmouth around.

با وجود یک پرحرف، داشتن یک شام آرام سخت است.

he always has something to say; he's a real loudmouth.

او همیشه چیزی برای گفتن دارد؛ او واقعاً یک پرحرف است.

don't be a loudmouth; keep your opinions to yourself.

پر حرف نباشید؛ نظرات خود را برای خودتان نگه دارید.

the loudmouth in the group tends to dominate the conversation.

پر حرف گروه تمایل دارد گفتگو را تحت سلطه خود درآورد.

his loudmouth antics often annoy his colleagues.

رفتارهای پرحرف او اغلب همکارانش را آزار می‌دهد.

being a loudmouth isn't always appreciated in professional settings.

پر حرف بودن همیشه در محیط‌های حرفه‌ای مورد استقبال قرار نمی‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید