noisier

[ایالات متحده]/[ˈnɔɪzər]/
[بریتانیا]/[ˈnoɪzər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. صدای بیشتری از چیز دیگری ایجاد می‌کند؛ دارای صدای بیشتری از چیز دیگری است.

عبارات و ترکیب‌ها

noisier than

صامت‌تر از

getting noisier

در حال شدیدتر شدن

much noisier

چندان شدیدتر

noisier now

اکنون شدیدتر

noisier engine

موتور شدیدتر

noisier children

کودکان شدیدتر

noisier crowd

گردوغبار شدیدتر

noisier streets

خیابان‌های شدیدتر

becoming noisier

در حال شدیدتر شدن

far noisier

بسیار شدیدتر

جملات نمونه

the city is much noisier than the countryside.

شهر بسیار شلوغ‌تر از روستا است.

the engine sounded noisier after the repairs.

موتور پس از تعمیرات شلوغ‌تر به گوش می‌رسید.

it was a noisier environment than i expected.

محیطی شلوغ‌تر از آنچه فکر می‌کردم بود.

the traffic made the intersection noisier.

تрафیک باعث شلوغ‌تر شدن تقاطع شد.

the party was noisier than we anticipated.

جشن بیشتر از آنچه فرض می‌کردیم شلوغ بود.

a noisier fan made it difficult to concentrate.

یک فن شلوغ‌تر باعث دشواری در متمرکز شدن شد.

the restaurant was noisier on saturday night.

رستوران در شب شنبه شلوغ‌تر بود.

the children made the room noisier with their games.

کودکان با بازی‌هایشان اتاق را شلوغ‌تر کردند.

the older model was significantly noisier.

مدل قدیمی به طور قابل توجهی شلوغ‌تر بود.

the construction site was noisier than usual today.

محل ساخت امروز شلوغ‌تر از معمول بود.

the concert was noisier than i had imagined.

کنسرت شلوغ‌تر از آنچه فکر می‌کردم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید