tackily dressed
با ظاهری دمده و ناخوشایند
tackily designed
طراحی دمده و ناخوشایند
tackily made
ساخت دمده و ناخوشایند
tackily presented
ارائه دمده و ناخوشایند
tackily written
نوشته دمده و ناخوشایند
tackily colored
رنگآمیزی دمده و ناخوشایند
tackily arranged
چیدمان دمده و ناخوشایند
tackily styled
استایل دمده و ناخوشایند
tackily marketed
بازاریابی دمده و ناخوشایند
tackily executed
اجرای دمده و ناخوشایند
she decorated her room quite tackily with bright colors.
او اتاق خود را به طرز زننده ای با رنگ های روشن تزئین کرد.
the movie was tackily produced with low-budget effects.
فیلم با جلوه های ویژه کم بودجه به طرز زننده ای ساخته شد.
he wore a tackily patterned shirt to the party.
او یک پیراهن با طرح زننده به مهمانی پوشید.
they served tackily arranged food at the event.
آنها غذا را به طرز زننده ای در رویداد چیده بودند.
the advertisement was designed tackily, turning off potential customers.
تبلیغات به طرز زننده ای طراحی شده بود و مشتریان بالقوه را دلسرد می کرد.
her jewelry was tackily oversized and gaudy.
جواهرات او به طرز زننده ای بزرگ و زننده بود.
the hotel lobby was decorated tackily, lacking elegance.
لابی هتل به طرز زننده ای تزئین شده بود و فاقد ظرافت بود.
he gave a tackily worded speech that embarrassed everyone.
او یک سخنرانی با کلمات زننده ای ایراد گذاشت که باعث شرمساری همه شد.
the fashion show featured tackily designed outfits that missed the mark.
نمایش مد شامل لباس های طراحی شده به طرز زننده ای بود که هدف را از دست داد.
they made a tackily themed party that felt forced.
آنها یک مهمانی با مضمون زننده برگزار کردند که احساس اجبار می کرد.
tackily dressed
با ظاهری دمده و ناخوشایند
tackily designed
طراحی دمده و ناخوشایند
tackily made
ساخت دمده و ناخوشایند
tackily presented
ارائه دمده و ناخوشایند
tackily written
نوشته دمده و ناخوشایند
tackily colored
رنگآمیزی دمده و ناخوشایند
tackily arranged
چیدمان دمده و ناخوشایند
tackily styled
استایل دمده و ناخوشایند
tackily marketed
بازاریابی دمده و ناخوشایند
tackily executed
اجرای دمده و ناخوشایند
she decorated her room quite tackily with bright colors.
او اتاق خود را به طرز زننده ای با رنگ های روشن تزئین کرد.
the movie was tackily produced with low-budget effects.
فیلم با جلوه های ویژه کم بودجه به طرز زننده ای ساخته شد.
he wore a tackily patterned shirt to the party.
او یک پیراهن با طرح زننده به مهمانی پوشید.
they served tackily arranged food at the event.
آنها غذا را به طرز زننده ای در رویداد چیده بودند.
the advertisement was designed tackily, turning off potential customers.
تبلیغات به طرز زننده ای طراحی شده بود و مشتریان بالقوه را دلسرد می کرد.
her jewelry was tackily oversized and gaudy.
جواهرات او به طرز زننده ای بزرگ و زننده بود.
the hotel lobby was decorated tackily, lacking elegance.
لابی هتل به طرز زننده ای تزئین شده بود و فاقد ظرافت بود.
he gave a tackily worded speech that embarrassed everyone.
او یک سخنرانی با کلمات زننده ای ایراد گذاشت که باعث شرمساری همه شد.
the fashion show featured tackily designed outfits that missed the mark.
نمایش مد شامل لباس های طراحی شده به طرز زننده ای بود که هدف را از دست داد.
they made a tackily themed party that felt forced.
آنها یک مهمانی با مضمون زننده برگزار کردند که احساس اجبار می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید