trancelike state
حالت از خود بیفتادگی
fell trancelike
وارد حالت از خود بیفتادگی شد
trancelike gaze
نگاهی خیره و از خود بیفتاده
trancelike rhythm
ریتمی از خود بیفتاده
became trancelike
وارد حالت از خود بیفتادگی شد
a trancelike mood
حُسی از خود بیفتاده
trancelike performance
اجرای از خود بیفتاده
in a trancelike
در حالت از خود بیفتادگی
trancelike silence
سکوت از خود بیفتاده
went trancelike
وارد حالت از خود بیفتادگی شد
she entered a trancelike state while painting, losing all track of time.
او در حالی که نقاشی میکشید، وارد حالت جذابی شد و کاملاً حس کرد که زمان میگذرد.
the music induced a trancelike rhythm, captivating the entire audience.
موسیقی ریتم جذابی ایجاد کرد و کل تماشاچیان را مجذوب خود کرد.
he performed the complex routine in a trancelike focus, avoiding any errors.
او روتین پیچیده را با تمرکز جذابی انجام داد و از هرگونه اشتباهی اجتناب کرد.
the repetitive chanting led the group into a trancelike meditation.
تکرار دعاها گروه را به حالت مراقبهای جذاب سوق داد.
the dancer moved with a trancelike grace, seemingly weightless on stage.
رقاص با ظرافت جذابی حرکت میکرد، به نظر میرسید روی صحنه بیوزن است.
lost in the game, he played in a trancelike manner, oblivious to his surroundings.
او که در بازی غرق شده بود، به شکلی جذاب بازی کرد و از محیط اطراف خود بیخبر بود.
the speaker's voice held the audience in a trancelike spell.
صدای سخنران تماشاچیان را در تسخیر جذابی نگه داشت.
the long drive left him in a trancelike daze, struggling to stay awake.
رانندگی طولانی او را در حالت گیزی جذاب رها کرد و برای بیدار ماندن تلاش میکرد.
the hypnotic patterns created a trancelike effect on the viewers.
الگوهای هیپنوتیزم، اثر جذابی بر بینندگان ایجاد کرد.
she stared at the screen in a trancelike gaze, completely absorbed in the video.
او با حالتی جذاب به صفحه خیره شد و کاملاً درگیر ویدیو شد.
the yoga session ended with participants feeling calm and in a trancelike state.
جلسه یوگا با احساس آرامش و در حالت جذابی به پایان رسید.
trancelike state
حالت از خود بیفتادگی
fell trancelike
وارد حالت از خود بیفتادگی شد
trancelike gaze
نگاهی خیره و از خود بیفتاده
trancelike rhythm
ریتمی از خود بیفتاده
became trancelike
وارد حالت از خود بیفتادگی شد
a trancelike mood
حُسی از خود بیفتاده
trancelike performance
اجرای از خود بیفتاده
in a trancelike
در حالت از خود بیفتادگی
trancelike silence
سکوت از خود بیفتاده
went trancelike
وارد حالت از خود بیفتادگی شد
she entered a trancelike state while painting, losing all track of time.
او در حالی که نقاشی میکشید، وارد حالت جذابی شد و کاملاً حس کرد که زمان میگذرد.
the music induced a trancelike rhythm, captivating the entire audience.
موسیقی ریتم جذابی ایجاد کرد و کل تماشاچیان را مجذوب خود کرد.
he performed the complex routine in a trancelike focus, avoiding any errors.
او روتین پیچیده را با تمرکز جذابی انجام داد و از هرگونه اشتباهی اجتناب کرد.
the repetitive chanting led the group into a trancelike meditation.
تکرار دعاها گروه را به حالت مراقبهای جذاب سوق داد.
the dancer moved with a trancelike grace, seemingly weightless on stage.
رقاص با ظرافت جذابی حرکت میکرد، به نظر میرسید روی صحنه بیوزن است.
lost in the game, he played in a trancelike manner, oblivious to his surroundings.
او که در بازی غرق شده بود، به شکلی جذاب بازی کرد و از محیط اطراف خود بیخبر بود.
the speaker's voice held the audience in a trancelike spell.
صدای سخنران تماشاچیان را در تسخیر جذابی نگه داشت.
the long drive left him in a trancelike daze, struggling to stay awake.
رانندگی طولانی او را در حالت گیزی جذاب رها کرد و برای بیدار ماندن تلاش میکرد.
the hypnotic patterns created a trancelike effect on the viewers.
الگوهای هیپنوتیزم، اثر جذابی بر بینندگان ایجاد کرد.
she stared at the screen in a trancelike gaze, completely absorbed in the video.
او با حالتی جذاب به صفحه خیره شد و کاملاً درگیر ویدیو شد.
the yoga session ended with participants feeling calm and in a trancelike state.
جلسه یوگا با احساس آرامش و در حالت جذابی به پایان رسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید