unagitatedness

[ایالات متحده]//ˌʌnˈædʒɪteɪtɪdnəs//
[بریتانیا]//ˌʌnˈædʒəˌteɪtɪdnəs//

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیت عدم اضطراب؛ آرامش و عدم اضطراب عاطفی؛ آزادی از اضطراب، نگرانی یا شوق؛ خنکی؛ یک حالت از آرامش روانی یا جسمی بدون ناراحتی

عبارات و ترکیب‌ها

deep unagitatedness

آرامش عمیق

quiet unagitatedness

آرامش آرام

steady unagitatedness

آرامش پایدار

shared unagitatedness

آرامش به اشتراک گذاشته شده

unagitatedness remains

آرامش باقی می‌ماند

seek unagitatedness

آرامش را بگرد

found unagitatedness

آرامش پیدا شد

unagitatedness returned

آرامش بازگشت

unagitatedness growing

آرامش در حال رشد است

unagitatedness restored

آرامش بازگردانی شد

جملات نمونه

her unagitatedness in a heated meeting kept the discussion productive.

خنک بودن او در یک جلسه گرم باعث ماندگاری بحث شد.

his unagitatedness under pressure helped the team meet the deadline.

خنک بودن او در زمان فشار باعث اتمام زمان مقرر تیم شد.

the nurse showed remarkable unagitatedness during the emergency.

پرستار در حین فوریت به خنک بودن بسیار خاصی نشان داد.

i admired her steady unagitatedness when the plan suddenly changed.

من خنک بودن ثابت او را وقتی برنامه ناگهان تغییر کرد دوست داشتم.

with quiet unagitatedness, he listened and asked clear questions.

او با خنک بودن آرام، گوش داد و سوالات واضحی پرسید.

the coach demanded unagitatedness on the sidelines, even after bad calls.

مربی خنک بودن را در خط کنار بازی خواست، حتی پس از فرایند‌های بد.

her unagitatedness in the face of criticism impressed her colleagues.

خنک بودن او در برابر انتقادات همکارانش را در جایگاه خاصی قرار داد.

their unagitatedness during the storm reassured the children.

خنک بودن آنها در زمان باران به کودکان اطمینان داد.

he cultivated unagitatedness through daily meditation and regular sleep.

او خنک بودن را از طریق مدیتیشن روزانه و خواب منظم پرورش داد.

her natural unagitatedness made her a reliable negotiator.

خنک بودن طبیعی او او را به یک مذاکره‌گر قابل اعتماد تبدیل کرد.

in customer service, unagitatedness can prevent small issues from escalating.

در خدمات مشتری، خنک بودن می‌تواند از افزایش مشکلات کوچک جلوگیری کند.

he spoke with calm unagitatedness, and the room fell silent.

او با خنک بودن آرام گفت و اتاق به سکوت فروپاشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید