unagreeably hot
بسیار گرم
unagreeably cold
بسیار سرد
unagreeably loud
بسیار بلند
unagreeably noisy
بسیار سر گرم
unagreeably damp
بسیار مرطوب
unagreeably humid
بسیار مرطوب
unagreeably bright
بسیار روشن
unagreeably crowded
بسیار پر جمعیت
unagreeably windy
بسیار بادی
unagreeably busy
بسیار مشغول
the room was unagreeably hot, so we opened every window.
اتاق به طور نامطبوعی گرم بود، بنابراین ما تمام پنجرهها را باز کردیم.
the hallway smelled unagreeably of bleach after the cleaning crew left.
پس از رفتن گروه پاک کننده، راهرو به طور نامطبوعی بوی چکیده داشت.
her comment was unagreeably sharp, and the table went quiet.
نظر او به طور نامطبوعی تیز بود و جدول به سکوت فروپاشید.
the soup tasted unagreeably salty, even after we added water.
سوپ به طور نامطبوعی تلخ بود، حتی پس از اینکه ما آب اضافه کردیم.
the sun was unagreeably bright, so i put on sunglasses.
خورشید به طور نامطبوعی روشن بود، بنابراین من عینک آفتابی پوشیدم.
the mattress felt unagreeably hard, and i barely slept.
مattress به طور نامطبوعی سخت به نظر میرسید و من تقریباً خوابیدم.
the air turned unagreeably humid as the storm rolled in.
هنگامی که باران آمد، هوا به طور نامطبوعی مرطوب شد.
the music was unagreeably loud for such a small cafe.
موزیک به طور نامطبوعی بلند بود برای چنین کافی کوچکی.
his tone grew unagreeably tense when we mentioned the deadline.
وقتی ما مهلت را ذکر کردیم، صدای او به طور نامطبوعی کشیده شد.
the debate became unagreeably heated, and the moderator stepped in.
مباحثه به طور نامطبوعی گرم شد و میانجی گر وارد شد.
the water was unagreeably cold, but we jumped in anyway.
آب به طور نامطبوعی سرد بود، اما ما هر حال در آن پریدیم.
the jokes got unagreeably personal, so she changed the subject.
جokes به طور نامطبوعی شخصی شدند، بنابراین او موضوع را تغییر داد.
unagreeably hot
بسیار گرم
unagreeably cold
بسیار سرد
unagreeably loud
بسیار بلند
unagreeably noisy
بسیار سر گرم
unagreeably damp
بسیار مرطوب
unagreeably humid
بسیار مرطوب
unagreeably bright
بسیار روشن
unagreeably crowded
بسیار پر جمعیت
unagreeably windy
بسیار بادی
unagreeably busy
بسیار مشغول
the room was unagreeably hot, so we opened every window.
اتاق به طور نامطبوعی گرم بود، بنابراین ما تمام پنجرهها را باز کردیم.
the hallway smelled unagreeably of bleach after the cleaning crew left.
پس از رفتن گروه پاک کننده، راهرو به طور نامطبوعی بوی چکیده داشت.
her comment was unagreeably sharp, and the table went quiet.
نظر او به طور نامطبوعی تیز بود و جدول به سکوت فروپاشید.
the soup tasted unagreeably salty, even after we added water.
سوپ به طور نامطبوعی تلخ بود، حتی پس از اینکه ما آب اضافه کردیم.
the sun was unagreeably bright, so i put on sunglasses.
خورشید به طور نامطبوعی روشن بود، بنابراین من عینک آفتابی پوشیدم.
the mattress felt unagreeably hard, and i barely slept.
مattress به طور نامطبوعی سخت به نظر میرسید و من تقریباً خوابیدم.
the air turned unagreeably humid as the storm rolled in.
هنگامی که باران آمد، هوا به طور نامطبوعی مرطوب شد.
the music was unagreeably loud for such a small cafe.
موزیک به طور نامطبوعی بلند بود برای چنین کافی کوچکی.
his tone grew unagreeably tense when we mentioned the deadline.
وقتی ما مهلت را ذکر کردیم، صدای او به طور نامطبوعی کشیده شد.
the debate became unagreeably heated, and the moderator stepped in.
مباحثه به طور نامطبوعی گرم شد و میانجی گر وارد شد.
the water was unagreeably cold, but we jumped in anyway.
آب به طور نامطبوعی سرد بود، اما ما هر حال در آن پریدیم.
the jokes got unagreeably personal, so she changed the subject.
جokes به طور نامطبوعی شخصی شدند، بنابراین او موضوع را تغییر داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید