iridescently

[ایالات متحده]/ˌɪrɪˈdesəntli/
[بریتانیا]/ˌɪrɪˈdɛsəntli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای نوسان‌دار؛ رنگ‌های نوار رنگی نمایش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

shimmered iridescently

پرتوان و رنگین کمانی

gleamed iridescently

درخشان و رنگین کمانی

glistened iridescently

چمچم و رنگین کمانی

reflected iridescently

تابش و رنگین کمانی

glowed iridescently

درخشان و رنگین کمانی

sparkled iridescently

چراغ و رنگین کمانی

radiated iridescently

تابش و رنگین کمانی

flickered iridescently

پرتوان و رنگین کمانی

blazed iridescently

درخشان و رنگین کمانی

danced iridescently

پرتوان و رنگین کمانی

جملات نمونه

the soap bubbles floated iridescently across the garden, catching the morning sunlight.

کروکش‌های صابون به‌صورت ایریزنس در گیاهان شناور بودند و نور صبح را جذب می‌کردند.

the peacock's feathers shimmered iridescently in the early morning light.

پر پرندگان گوهری در نور صبح زود به‌صورت ایریزنس لامس می‌کرد.

the oil slick on the wet pavement iridescently reflected multiple colors.

نقطه روغن روی پیاده‌روی مرطوب به‌صورت ایریزنس رنگ‌های مختلف را منعکس می‌کرد.

the dragonfly's wings beat iridescently as it darted through the summer air.

بال‌های سوسک به‌صورت ایریزنس لرزیدند در حالی‌که از هوا زمستانی پرتاب می‌شد.

the rare pearl iridescently displayed shades of pink, cream, and lavender.

گوهر نادر به‌صورت ایریزنس رنگ‌های صورتی، شیری و لیلک را نشان می‌داد.

the opal ring iridescently glowed with an inner fire under the lamp.

حلقه اُپال به‌صورت ایریزنس زیر لامپ با یک آتش داخلی نورانی می‌شد.

the beetle's metallic shell iridescently shimmered between green and blue.

پوست فلزی کنه به‌صورت ایریزنس بین سبز و آبی لامس می‌کرد.

the northern lights iridescently danced across the arctic sky.

نورهای شمالی به‌صورت ایریزنس در آسمان قطبی رقصیدند.

the fish scales iridescently sparkled as it jumped from the crystal clear water.

م鱗 ماهی به‌صورت ایریزنس لامس می‌کردند وقتی از آب شیشه‌ای پرتاب می‌شد.

the butterfly wings iridescently reflected the sunlight as it rested on the flower.

بال‌های مورچه به‌صورت ایریزنس نور خورشید را منعکس می‌کردند در حالی‌که روی گل استراحت می‌کرد.

the cd surface iridescently showed different colors when tilted toward the light.

سطح دیسک CD به‌صورت ایریزنس رنگ‌های مختلف را نشان می‌داد وقتی به سمت نور می‌چرخید.

the conch shell iridescently gleamed with pastel rainbow hues.

پوست ملخ به‌صورت ایریزنس با رنگ‌های رنگین‌کمان نرم لامس می‌کرد.

the handblown glass vase iridescently caught the afternoon sun through the window.

جعبه شیشه‌ای دست‌ساز به‌صورت ایریزنس نور عصر را از پنجره جذب می‌کرد.

the sapphire gemstone iridescently sparkled under the jewelry store lights.

سنگ گوهر سapphire به‌صورت ایریزنس زیر نور فروشگاه جواهرات لامس می‌کرد.

the silk fabric iridescently changed color as the model walked down the runway.

پارچه الیاف به‌صورت ایریزنس رنگ را تغییر می‌داد وقتی مدل روی رانوی پیاده می‌رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید