lacklusterness

[ایالات متحده]/[ˈlæk.lʌs.tər.nəs]/
[بریتانیا]/[ˈlæk.lʌs.tər.nəs]/

ترجمه

n. کمبود انگیزه، خوشحالی یا علاقه؛ خاموشی؛ حالت عدم انگیزش یا عدم انگیزش دهن.

عبارات و ترکیب‌ها

lacklusterness prevailed

خستگی و افسردگی غالب بود

avoid lacklusterness

از خستگی و افسردگی پرهیز کن

feeling lacklusterness

احساس خستگی و افسردگی

showed lacklusterness

خستگی و افسردگی نشان داد

despite lacklusterness

هر چند با خستگی و افسردگی

overcoming lacklusterness

بر خستگی و افسردگی غلبه کردن

with lacklusterness

همراه با خستگی و افسردگی

full of lacklusterness

پر از خستگی و افسردگی

exhibiting lacklusterness

نشان دادن خستگی و افسردگی

pervasive lacklusterness

خستگی و افسردگی گسترده

جملات نمونه

the film suffered from a pervasive lacklusterness, failing to engage the audience.

فیلم از یک کمبود انگیختگی گسترده رنج می‌برد و مخاطبان را جذب نکرد.

despite the beautiful scenery, the event was marred by a general lacklusterness.

هر چند منظره زیبایی داشت، رویداد از یک کمبود انگیختگی کلی مصیبت دید.

the team's performance was characterized by a worrying lacklusterness throughout the season.

عملکرد تیم در طول فصل با یک کمبود انگیختگی نگران‌کننده مشخص شد.

a sense of lacklusterness permeated the meeting, with little enthusiasm shown.

احساسی از کمبود انگیختگی جلسه را فرا گرفته بود و انگیختگی کمی نشان داده شد.

the novel's plot suffered from a significant lacklusterness, making it predictable.

داستان رمان از یک کمبود انگیختگی قابل توجه رنج می‌برد و این باعث شد پیش‌بینی‌پذیر شود.

the politician's speech was criticized for its lacklusterness and lack of substance.

خطابه سیاستمدار به دلیل کمبود انگیختگی و کمبود محتوا مورد انتقاد قرار گرفت.

the restaurant's atmosphere contributed to a general lacklusterness in the dining experience.

اتمسفر رستوران به کمبود انگیختگی کلی در تجربه غذا خوری کمک کرد.

the project's initial stages were plagued by a frustrating lacklusterness in motivation.

مراحل اولیه پروژه از یک کمبود انگیختگی در انگیزه‌ای ناخوشایند رنج می‌برد.

the artist's latest work displayed a noticeable lacklusterness compared to their previous pieces.

جدیدترین کار هنرمند در مقایسه با آثار قبلی از یک کمبود انگیختگی قابل توجه برخوردار است.

the presentation was undermined by a pervasive lacklusterness in the presenter's delivery.

ارائه با یک کمبود انگیختگی گسترده در ارائه‌کننده مورد تضعیف قرار گرفت.

the debate lacked passion and was ultimately defined by a palpable lacklusterness.

این بحث از شغفی کم‌القيمتی برخوردار بود و در نهایت توسط یک کمبود انگیختگی قابل احساس مشخص شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید