mortifyingly

[ایالات متحده]/ˈmɔːtɪfaɪɪŋli/
[بریتانیا]/ˈmɔːrtɪfaɪɪŋli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که خیلی شکم یا ناکامی می‌کند؛ به طور بسیار ناراحت‌کننده؛ به گونه‌ای که خود را به شدت محدود یا از دست می‌دهد؛ از طریق تحریم گوشت.

جملات نمونه

the mistake was mortifyingly obvious the moment i saw it.

خطا به طور واضح و نامناسبی آشکار بود که هنگامی که آن را دیدم.

she made a mortifyingly embarrassing slip-up during her presentation.

او در حین ارائه‌اش یک اشتباه نامناسب و خجالت‌آور انجام داد.

his mortifyingly honest confession left everyone in stunned silence.

اعتراف صادقانه‌اش باعث شد که همه در آن لحظه مبهوت و خاموش شوند.

the incident became mortifyingly public when the video went viral.

این واقعه به طور نامناسبی عمومی شد وقتی ویدیوی آن ویروس شد.

the realization was mortifyingly clear that i had misunderstood completely.

درک اینکه من کاملاً اشتباه فهمیده‌ام به طور واضح و نامناسبی روشن بود.

her mortifyingly awkward silence lasted for what felt like hours.

خاموشی نامناسب و ناراحت‌کننده‌اش به مدتی که به نظر می‌رسید ساعت‌ها طول می‌کشد.

the tattoo was a mortifyingly permanent reminder of my youthful mistake.

نکته‌ای که روی پوستش بود، یک یادآوری دائمی و نامناسب از اشتباه جوانی‌ام بود.

his mortifyingly transparent attempt at deception fooled no one.

تلاش شفاف و نامناسب او برای دروغ گفتن هیچ کسی را نگمیت نکرد.

the password on his screen was mortifyingly visible to everyone in the room.

رمز عبور روی صفحه‌نمایش او به طور واضح و نامناسبی برای همه در اتاق دیده می‌شد.

her mortifyingly familiar story about losing her luggage made everyone uncomfortable.

داستان مکرر و نامناسب او درباره از دست دادن لوازم سفر باعث ناراحتی همه شد.

the solution was mortifyingly simple once it was finally explained.

حل به طور واضح و نامناسبی ساده بود وقتی در نهایت توضیح داده شد.

his mortifyingly frequent errors in the report drew attention from management.

خطاهای بسیار و نامناسب او در گزارش توجه مدیریت را جلب کرد.

the autocorrect mishap sent a mortifyingly inappropriate message to his boss.

خطا در اصلاح خودکار باعث شد که پیامی نامناسب به معاونش ارسال شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید