web scrapper
ابزار جمعآوری وب
data scrapper
ابزار جمعآوری داده
scrapper tool
ابزار جمعآوری
html scrapper
ابزار جمعآوری HTML
scrapper script
اسکریپت جمعآوری
scrapper software
نرمافزار جمعآوری
scrapper code
کد جمعآوری
image scrapper
ابزار جمعآوری تصاویر
scrapper bot
بات جمعآوری
scrapper api
API جمعآوری
the scrapper collected metal from the abandoned buildings.
اسکرپر فلز را از ساختمانهای متروکه جمعآوری کرد.
he worked as a scrapper to make ends meet.
او برای گذران زندگی به عنوان اسکرپر کار میکرد.
the scrapper's truck was filled with old appliances.
کامیون اسکرپر پر از لوازم خانگی قدیمی بود.
she started a scrapper business to recycle materials.
او برای بازیافت مواد یک کسب و کار اسکرپر راه اندازی کرد.
the scrapper found valuable items in the junkyard.
اسکرپر اقلام با ارزش را در انبار ضایعات پیدا کرد.
being a scrapper requires a lot of hard work.
اسکرپر بودن نیاز به تلاش زیادی دارد.
the scrapper was praised for his resourcefulness.
اسکرپر به خاطر находگی خود مورد تحسین قرار گرفت.
many scrappers are skilled at identifying recyclable materials.
بسیاری از اسکرپرها در شناسایی مواد قابل بازیافت مهارت دارند.
the scrapper's tools were essential for his work.
ابزارهای اسکرپر برای کار او ضروری بودند.
she became a scrapper after losing her job.
او پس از از دست دادن شغلش به عنوان اسکرپر شروع به کار کرد.
web scrapper
ابزار جمعآوری وب
data scrapper
ابزار جمعآوری داده
scrapper tool
ابزار جمعآوری
html scrapper
ابزار جمعآوری HTML
scrapper script
اسکریپت جمعآوری
scrapper software
نرمافزار جمعآوری
scrapper code
کد جمعآوری
image scrapper
ابزار جمعآوری تصاویر
scrapper bot
بات جمعآوری
scrapper api
API جمعآوری
the scrapper collected metal from the abandoned buildings.
اسکرپر فلز را از ساختمانهای متروکه جمعآوری کرد.
he worked as a scrapper to make ends meet.
او برای گذران زندگی به عنوان اسکرپر کار میکرد.
the scrapper's truck was filled with old appliances.
کامیون اسکرپر پر از لوازم خانگی قدیمی بود.
she started a scrapper business to recycle materials.
او برای بازیافت مواد یک کسب و کار اسکرپر راه اندازی کرد.
the scrapper found valuable items in the junkyard.
اسکرپر اقلام با ارزش را در انبار ضایعات پیدا کرد.
being a scrapper requires a lot of hard work.
اسکرپر بودن نیاز به تلاش زیادی دارد.
the scrapper was praised for his resourcefulness.
اسکرپر به خاطر находگی خود مورد تحسین قرار گرفت.
many scrappers are skilled at identifying recyclable materials.
بسیاری از اسکرپرها در شناسایی مواد قابل بازیافت مهارت دارند.
the scrapper's tools were essential for his work.
ابزارهای اسکرپر برای کار او ضروری بودند.
she became a scrapper after losing her job.
او پس از از دست دادن شغلش به عنوان اسکرپر شروع به کار کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید