unrealised

[ایالات متحده]/ˌʌnˈrɪəlaɪzd/
[بریتانیا]/ˌʌnˈriːəlaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به دست نیامده یا تحقق نیافته؛ به واقعیت نپرداخته؛ پایان یافته نشده؛ ناقص؛ (مالی) به پول تبدیل نشده؛ هنوز به واقعیت نپرداخته، به عنوان سود یا کسبی.

عبارات و ترکیب‌ها

unrealised potential

پتانسیل نerealised

unrealised gains

سودهای نerealised

unrealised losses

زیان‌های نerealised

unrealised profit

سود نerealised

unrealised value

ارزش نerealised

unrealised dream

꿈 نerealised

unrealised plans

برنامه‌های نerealised

unrealised goals

اهداف نerealised

unrealised ambition

طمع نerealised

unrealised hopes

امیدهای نerealised

جملات نمونه

her unrealised potential became obvious once she got the right mentorship.

پتانسیل نerealیز شده او به وضوح آشکار شد وقتی که به مربی گرفت.

the report highlights unrealised gains from energy-efficiency upgrades across the portfolio.

گزارش افزایش‌های نerealیز شده از بهبود کارایی انرژی در سراسر پرتفولیو را تاکید می‌کند.

they carried unrealised losses on the bonds until interest rates stabilized.

آنها زیان‌های نerealیز شده را در اوراق قرض حمل کردند تا زمانی که نرخ بهره پایدار شد.

unrealised ambitions can quietly shape your choices more than you expect.

طمع‌های نerealیز شده می‌توانند به طور خفته‌تر انتخابات شما را به طوری که انتظار نمی‌رود شکل دهند.

his unrealised dreams of studying abroad resurfaced when his daughter applied to universities.

رویا‌های نerealیز شده او در مورد تحصیل در خارج از کشور وقتی که دخترش به دانشگاه‌ها پذیرفته شد دوباره ظاهر شد.

the project stalled, leaving a trail of unrealised plans and half-built prototypes.

پروژه متوقف شد، با گذاشتن یک ردیف از برنامه‌های نerealیز شده و نمونه‌های نیمه ساخته.

unrealised opportunities often look clearer in hindsight than they did at the time.

فرصت‌های نerealیز شده اغلب در بازبینی واضح‌تر به نظر می‌رسند تا زمانی که آن‌ها در آن زمان بودند.

she wrote about unrealised hopes in letters she never sent.

او در نامه‌هایی که هرگز فرستاد نوشت درباره امیدهای نerealیز شده.

the museum’s archives hold unrealised designs from architects whose ideas were ahead of their era.

آرشیو موزه طرح‌های نerealیز شده از معمارانی که ایده‌هایشان پیش از زمانشان بود را حاوی است.

we need a strategy to unlock unrealised value in the underused product line.

ما به یک استراتژی نیاز داریم تا ارزش نerealیز شده در خط تولید نامناسب را آزاد کنیم.

unrealised benefits of the policy will remain hidden without proper measurement.

فایده‌های نerealیز شده سیاست بدون اندازه‌گیری مناسب پنهان خواهند ماند.

the novel explores grief through unrealised love and missed timing.

کتاب از طریق عشق نerealیز شده و زمان اشتباه، افسردگی را بررسی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید